دين اسلام ومذ هب شيعه برپايه دروغ بنا نهاده شده است

آيا محمد پس از مرگش هم رسول الله ا ست ؟

يک شيعه ١٢ امامی درنماز شبانه روزی خود دوبرابر يک مسلمان (ثنی) دروغ ميگويد.
همگان ميدانند که دادن گواهی در باره چيزی ، ديدن با چشم است ويا شنيدن با گوش درزمان حال است يا گذشته! اگر برای زمان حال باشد بگونه ايست واگر برای گذشته باشد بگونه ديگر.
گواهی دادن امروزه مسلمانان درنمازهای خود با زبان عربی که بسیاری از فارسی زبانان به این زبان اشراف ندارند و در باره پيامبری بنام (محمد که خود خوانده رسول الله) میخواند قراپت میکنند (اشهد و ا ن محمدا رسول الله) يعنی من گوا هی ميدهم که محمد فرستاده الله است . اين گوا هی بگونه ای گفته ميشود که گوئی محمد در زمان حال هم زنده و هم اکنون نيزرسول الله است . درحالی که او ١۴٠٠ سال پيش مرده و در جهان ديگر بسر ميبرد. پس آشکارا دروغ ميگويند. 

چنانچه نيازی باشد که بخواهند گواهی درستی در باره اين عرب در خاک خفته بدهند بايد بگويند که ما از زبان دين دارا ن پيرو او وپدران ومادران خود شنيدهايم که محمد نامی در عربستان می گفته است که "من رسول الله هستم".
همچنين است درباره شيعيان که پس از شهادت دروغ دادن که محمد فرستاده خدا است ؛ شهادت دروغ دیگری را بیان میکنند که (اشهد و ان عليآ ولی الله) . يکبار درباره محمد وبار دوم درباره علی که اونيز کشته شد واينک در جهان ديگر است.
با اين گوا هی نا درست ونا بجا ی فارسی زبانان که بن مايه ای در دست ندارد تا دريابد درگذشته هم آن دو عرب رسول ويا ولی بوده اند. نا آگاهانه همه تبهکاريها وگردنه بنديها . کشتار وتاراج اين دوتازی آمده درکلام الله را مانند سنگ (حجر الاسود) لال و بی زبان می بیندد .
گناه شيعيان چند برابر ميشود آنگاه که علی را ولی الله هم ميگويند . بی آنکه چم ولی را که معنی( سر پرست) ميد هد دريابند وبدانند که آيا علی سر پرستی الله را برعهده دارد ويا از سوی الله سرپرست بر مردم ؟ که هردوگونه آن نادرست است .
اگر علی را ، ولی بر الله ، يعنی سرپرست او بدانند که پذيرفته اند ، الله يتيم است و یا مهجور؛  و نياز به سرپرستی دارد که در این آیه علی را از سوی الله هم بر خود و هم بر مردم بدانند که کار را خرابتر کرده اند . برای الله همکار وياری دهنده تراشيده اند که اينهم با يگانگی الله جور در نمی آيد .
چنانچه اينان به جهان واپسين و کلام الله را باور داشته باشند و در چنان روزی برای پاسخگوئی دربرابرالله قراربگيرند که بيگمان محمد وعلی هم فرا خوا نده خواهند شد . اگر الله از مسلمانان وشيعيان بپرسد که شما ها برابرکدام بن مايه استوار شبانه روزی هفده بار دولا راست شديد وهمچون مگس ها وز وز کنان آرامش مرا بازبان تازيان بر هم زديد ونابخردانه گواهی داديد که اين محمد رسول الله است وآن علی هم ولی الله.؟
کی از زبان من در اين باره چيزی شنيده بوديد که من منکر آن شده بودم وشما داشتيد ياد آوری ميکرديد تا منِ الله از ياد نبرم ؟
در حالی برابر سوره هشتم (انفال) وسوره نهم (توبه) وسوره های ديگر من اينها را راهزن ودزد سر گردنه شناخته ام که کاروانيان بيگناه را کشته ومال شان را ربوده ومرا هم بد نام کرده اند که همراه شان بوده ام ودست به هزاران تبهکاری ديگرهم بنام من زده اند .
چگونه کشتار گران و را هزنان شناخته شده درکلام الله ميتوانند رسول الله و ولی الله هم باشند ؟ که شما ها در همه زمان کور کورانه گواهی دروغين داده ايد ؟
مگر من از شما گواهی خواسته بودم که نا بخردانه دست به اين زشتکاری زده ايد ؟ من چه نيازی به فرستادن رسول دارم آنهم نزد کسانی که زبان يکديگر را نمی فهمند و بیسواد اند.
اگر هم کسی رابه رسالت بفرستم چه نيازی به گواهی ديگران دارد که شماها به دروغ برای من نه تنها رسول که ولی الله هم برگزيده ايد؟ مگر من صغيرم که غداره بندی را برای من سرپرست تراشيده ايد؟ در برابر اين سخنان الله ما چه پاسخ پذيرفتنی داريم ؟
اگربگوئيم که ما گناهکار نيستيم . محمد وعلی خودشان به ما آموخته اند ، آنها لال که نيستند خواهند گفت اينها دروغ ميگويند و مارا بد نام ميکنند . زيرا بگوا هی عزرائيل ١۴٠٠ سال پيش از اين ما مرده ايم وسرگردان . کی ودر کجا مارا ديده اند. چگونه باماسخن گفته اند ؟ نه ما فارسی ميدانيم ونه آنها عربی. دروغ می بافند.  
در اين هنگام ناگزير بايد اعتراف کنيم که آنها درست ميگويند ما يکديگر را نديده ونمی شناسيم . اين دروغهارا دين دار نمايان بهره بردار از نام آنان بر پدران و مادران ما آموختند وما هم از آنان فرا گرفتيم . .ديگر جای کوچکترين دودلی نيست که گناهکاريم .آنگاه الله به نگهبانان شگنجه گاه خود(دوزخ) فرمان ميد هد تا ما را در کنار دين دار نمايان گمراه گر و پدران ومادران فريب خورده ما به ژرفای آتش سوزان سرنگون نمايند .
براستی آيا خرد مندانه است که منش و والائی ايرانی خودرا اين چنين نا بخردانه با استخوان پرستی تازيان بيا بانگرد . آنهم کشتارگر نياکان ونابوکننده تاريخ وفرهنگ ما دکش کنيم ودر نيابيم که چه ميکنيم وچه می انديشيم وخودرا ايرانی وباز مانده ای از کورش وداريوش هم بدانيم ؟
ایرانی گری را دال بر شوونیسم فارس نمیدانم!