در باره این سایت

یاد آوری :

کارگاه اندیشه و پیکار کاملاً مستقل و زیر نظر سردبیر و هیئت تحریریه منتشر می شود .

نشر آثار ، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید نبوده و فقط بدلیل اعتقاد و ایمان به آزادی اندیشه و بیان می باشد .

با اعتقاد به گسترش افکار ، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است .مسئولیت هر اثری به عهده نویسنده آن اثر است و کارگاه اندیشه و پیکار صرفاً ناشر افکار می باشد .

و اما …

 قبل از هر مقوله ای باید از خود بعنوان یک انسان نواندیش، کنشگر، و یا متفکری که دارای آمال و آرزوئی است بر این پایه اساسی انسانگرایانه که چگونه بتوان در این جهان بدون دغدغه خاطر زندگی کرد. دغدغه از قید و بندهای اجتماعی و مشکلات عدیده ای که در پیرامون ما همانند قتل، کشتار و جنگهای بسیاری که در قرن گذشته تا کنون رواج داشته است آسوده شد، دغدغه ناشی از دزدی ، چپاول و تجاوزاتی که هر روزه به حریم خصوصی تک تک ما افراد جامعه رخ میدهد. و دغدغه هائی که حتی میتواند دامنگیر افراد متمول و بیخیالی که لحظه های کنونی را بحساب می آورد که اگر میخواهد اتفاقی بیفتد، خواهد آفتاد زیرا که همه چیز در خواست و مشیّت الهی است ولی وقتی که مصیبت حادث شد، سوگوار از خدا میپرسد که چرا برای من! ولی این همه ماجراها و کانگستر بازیهای جهانی چرا؟ این سوالات بظاهرعام و جهانشمول را میتوان با یک پاسخ ساده از دیدگاه عامیون چنین دید که بیان میشود: " تا دنیا بوده ، جهان چنین بوده" و "امکان تغییر این جهان نیز وجود ندارد" و یا "آغا جان دستت را روی کلاه خود بگذار که بادش نبره " و از این قبیل یاوه گوئیهای پوچ و بی اساس که میتوان بدان اضافه کرد، بیان نمود.

بر خلاف نظر بسیاری از افراد، سازمانها و نیروهای انسانگرا تغییر این جهان و ایجاد دنیائی بهتر ، آرمان همیشگی انسانها در طول تاریخ و تکامل جامعه بشري نبوده و نیست. دلیل آنرا میتوان در بستری از مشکلات عدیده ای با حاکمیت فرهنگهای ارتجاعی طولانی که بوسیله حاکمین رواج و تبلیغ میشده و میشود جستجو کرد. با بسط این ایده مسموم که تا دنیا بوده و چنین خواهد ماند و ايده هاي قدرگرايانه و خرافی مذهبي و غير مذهبي را حتی در میان باصطلاح انسانهای مدرن و تجدد خواه امروزی را میتوان دید- ايده هايی که افکار عمومی را به این نتیجه میرساند که این جهان با بیماریهای گوناگونش به انحاء گوناگونی علاج ناپذيراست و اینها مقدراتی است ازلی – ابدی؟!. 
تبليغ ميکنند که این دنیا دار مکافات است و بهتر آنست که با تواضع و فروتنی به هر آنچه که نعمات زندگی در این جهان وجود دارد راضی باشیم وشکر گذار، زیرا که زندگي واقعي در دنیای دیگری است با تمامی نعمتهای خداوندی از شیر مرغ گرفته تا فرشته و غلمان و غیره که نصیب ما پرهیزکاران خواهد شد. و یکی از همین خوشنامترین آنها ماهاتما گاندی بود که با فرهنگ ارتجاعی "قناعت پروری" میلیونها نفر از مردم گرسنه هندوستان و پاکستان و بنگلادش را عملآ سالیان سال است که به انفعال کشانده است – از مبارزات روزمره دست کشیده اند و با چپاتی و فلفل سر میکنند. استعمار انگلیس از یک در خارج میشود ولی از در دیگر استحمار مردم بوسیله گاندی وارد میشود با اين اميد پوچ که دنياي فردای پس از مرگ ميتواند ما را از محروميت ها و مشقات و کمبودها و زشتي هاي این دنیا رها سازد و بزعم ح ک ک ؛" بیان اين اعتقاد که عمل امروز انسان ها، چه جمعي و چه فردي، در تعيين چند و چون دنياي فردا موثر است، يک نگرش ريشه دار و قدرتمند در جامعه است که زندگي و حرکت توده هاي وسيع مردم را جهت ميدهد." و بلافاصله بیان میکنند که: 
"کمونيسم کارگري قبل از هر چيز به اينجا تعلق دارد، به اميد و اعتقاد انسان هاي بيشمار و نسلهاي پي در پي به اينکه ساختن يک آينده بهتر، يک جهان بهتر، بدست خود انسان، ضروري و ميسر است". 
ح ک ک از یک طرف به اعتقادات انسانها ی بیشمار احترام می گذارد و در چند سطر بالاتر اعتقادات مذهبی و خرافی را ارتجاعی بررسی میکنند- اصلا معلوم هست که شما بدنبال چه هستید و چه میگوئید- آقای تقوائی؟ این تناقض گوئیها تا زمانی که از جای دیگری دیکته می شود بهمین منوال ادامه دارد تا حزب شما چون لنین و مائو و دیگر رهبران اقمار ورشکسته سوسیالیستی به کسب قدرت سیاسی برسند و آنگاه که بقدرت رسیدید بنام سوسیالیسم و کمونیسم دمار از کمونیستهای راستین و طبقه کارگر در بیآورید. اگر یک بار دیگر افرادی مثل لخ والسّا به قدرت برسند دیگه خیلی مسخره و کمدی خواهد شد. 
و اما ما مدافعین کارگران و زحمتکشان جهان چه میگوئیم:

تا زمانی طبقه ای آگاه به منافع طبقاتی مشخص خود بنام طبقه کارگر در درون جامعه به درکی از حد اقل نسبی از مدیریت سیاسی-اقتصادی نرسند.
تا زمانی که در اموری ، همچون ، آزادی بیان و اندیشه، وجود نداشتن زندانی سیاسی در جامعه تلاش . همت نکند.
تا زمانی که به مسلح کردن خود از نظر تئوری و اکثر محرومین جامعه برابری طلب همت نگمارد.
تا زمانی که طبقه خود را برای مصاف برای جلوگیری از تهاجم نیروهای سرکوبگر و غارتگر سرمایه جهانی مسلح و آماده نکند.
تا زمانی که برای از میان بردن کار مزدوری در جامعه، تا محو دولت که باید همگام با دیگر کشورهای سوسیالیستی – کارگری- شورائی انجام شود ، تلاش نکند. 
تا زمانی که مبارزه برای سازماندهی طبقه خود در دستور کار روزمره خود و باورمندان به جهان کمونیسم نباشد. هیچ چیزی از نظر ماهوی تغییر نخواهد پذیرفت. تنها جناحهای سرمایه داری با انقلابات کوری که مردم انجام میدهند ، جایگزین یکدیگر میشوند. نمونه اش را در ایران بعد از 57 و کشورهای "بهار" عربی دیدیم. 
بنابراین بدون یک تئوری انقلابی- اجتماعی در میان کارگران و زحمتکشان امکان هیچ تغییری اساسی نه در ایران و نه در هیچ کجای جهان بوجود نخواهد آمد. بنابراین سازمانهای ریز و درشتی همانند ح ک ک بنام سوسیالیسم و کمونیسم باز هم به شکست کشیده شده و موجب پریشانی افکار در جامعه میشوند. فاشیستهای فرانسوی ، آلمانی ، روسی و ایرانی را باز تولید میکنید. و نتیجتآ سرمایه و قدرت بر میلیاردها انسانی که به بربریت کشانده میشوند ادامه خواهد یافت .
باز میگوئیم که: 
* کسی بر کسی نه آتوریته اعمال کند و نه آتوریته پذیر کسی دیگر باشد
* استثمار فرد از فرد پایان پذیرد .
* محو کامل پول و یا هر چیز دیگری که بخواهد ارزش مالی – نقدی و پولی داشته باشد
* تقسیم عادلانه کار اجتماعی در جهانی واحد و بدون مرز!

و چنین باد!