در دفاع از مارکس!

با تمام احترامی که تک تک خوانندگان داریم از اتهام و نفی و یا قبول هیچ چیزی در این دوره از زمان پذیرفته هیپکس نیست و خارج از ادب و احترام لب از لب نمی گشائیم ولی خواهشن و لطفا اگر هستند که یقینن هستند که مارکس را دقیقا مطالعه نکرده اند و حتی چیزی نخوانده اند و متاسفانه نظر هم میدهند. فقط بگویم مارکس می گوید: قــــهر؛ مامای جامعه است! جامعه ای با تضادهای حاد طبقاتی بناچار دیر یا زود ؛ پخته یا ناپخته به قهر میرسد…

متاسفانه بسیاری هستند که زحمت مطالعه را بخود نمی دهید ، مارکس را سوسیال دموکرات عصر گلوبال کنونی تجسم می کنید و این کاملا با در ک مارکس از طبقه و مبارزات طبقاتی اشتباه است.
توضیحی در اینجا ضروری میدانم و آن اینکه مبارزه طبقاتی نه با مارکس شروع شده و نه با مارکس پایان می پذیرد، پیش از مارکس فراوان بوده اند و آمدند تا مسئله کارهای طاقت فرسا و جانکاه را در جامعه بکاهند. آنها آمدند و کاشتند و بعد از مارکس دیگرانی آمدند و خوردند و باز کاشتند و اکنون نوبت من و توست که از گذشتگان یاد بگیریم و برای آیندگان بکارم . ولی یک نکته مهم است که هر روز از خود بپرسیم که در جهت سازماندهی طبقه کارگر و زحمتکشان تا چه اندازه مطالعه و تحقیق کرده ایم و از نظر فکری به کدامین راه و روش دست یافته ایم که بتوان با تکیه به آن آموخته ها به کنشگری و عمل و حرکتهای آگاهانه دست یازیم!
دنیای مدرن یعنی سود کلان سرمایه و تهاجمات امپریالیستی با تکیه به اهرم های نظامی اقتصادی و تکه تکه کردن و بلعیدن آنها تا سرپوشی باشد برای مخفی کردن بحران های سیاسی اقتصادی و بیکاری در خود کشورهای به اصطلاح پیشرفته.
بورژوازى آشکار ساخته که چگونه لختى و تن‌آسایى نیروهای اجتماعی ما ، مکمل و برازنده قدرت‌ نمایى‌هاى خشونت آمیز قرون وسطائى آنها بوده، همان قدرت‌ نمایى که مرتجعین تابدین حد ستاینده‌اش هستند.
به امید روزی که حزبیت را بجای طبقه کارگر برنگ قناری در نیاوریم تا با زنده باد حزب، زنده باد حزب، هیتلر دیگری را بجای استالین رنگ کنیم !