بلشویسم روسی

در باره احزاب «شورا» و حکومت جديد

۱۱ نوامبر ۱۹۱۷

۱- کميته مرکزی توسعه پايه‌های حکومت و امکان تغييراتی در ترکيب آن را لازم می‌بيند.
۲- [ متن پيشنهاد شده توسط برزين که موجود نيست]
۳- اين حکومت به وسيله 'کميته اجرايی مرکزی' [‘شورا’] ايجاد شده و در قبال آن نيز مسئول است. ما در حکومتی که شامل احزاب انترناسيوناليست راست گرا باشد شرکت نخواهيم کرد.
۴- اين حکومت فرمانهای مربوط به صلح و زمين را تاييد می‌کند.
۵- در باره شرکت همه احزاب 'شورا'، تا حد 'سوسياليستهای مردمی'، در حکومت تصميم نهايی اعلام نخواهد شد، و در صورت درخواست [ساير احزاب سوسياليست]، با لغو کانديداتوری تروتسکی و لنين [به عنوان اعضای حکومت] موافقت می‌شود.
۶- حق متقابل برای وتوی نامزدهايی که [برای عضويت در حکومت] از سوی احزاب شرکت کننده پيشنهاد می‌شوند به عنوان يکی از مواد مذاکره پذيرفته می‌شود.
۷- 'کميته اجرايی مرکزی' بايد با نمايندگان احزابی که کنگره را ترک کردند و به نسبت شماره اعضای آنها دوباره تکميل شود.
۸- نمايندگان کارگران راه آهن [يعنی اتحاديه کارگری‌ای که شديدا طرفدار حکومت ائتلافی بود]، اتحاديه پست و تلگراف و ساير سازمانهای مشابه بايد در کميته اجرايی گنجانده شوند.

در باره مذاکره برای تشکيل حکومت ائتلافی

۱۴ نوامبر ۱۹۱۷

بر مبنای مذاکرات پيشين، و نظر به اينکه هدف اين احزاب از اين مذاکرات ايجاد حکومتی يکپارچه نيست، بلکه تفرقه افکنی در ميان کارگران و سربازان، تحليل بردن حکومت، شورا، و مازم ساختن اس ارهای چپ به سياست سازش با بورژوازی است، کميته مرکزی تصويب می‌کند که: با توجه به تصميم قبلی کميته اجرايی مرکزی، به اعضای حزب ما اجازه داده شود که امروز در آخرين تلاشهای اس ارهای چپ برای تشکيل حکومتی متحد شرکت کنند، تا ناموفق بودن اين کوششها برای هميشه روشن شود و مذاکرات بيشتر برای تشکيل حکومت ائتلافی پايان گيرد.

در باره مسئله اپوزيسيون درون کميته مرکزی

١۵ نوامبر ١٩۱۷

کميته مرکزی با تشخيص اهميت تاريخی اين نشست، لازم می بيند که به دو موضعی که تا کنون روشن شده است، بپردازد.

  • ١- کميته مرکزی معتقد است که موضع اپوزيسيون در کميته مرکزی يعنی تکرار شعارهای عميقا غير مارکسيستی در باره عدم امکان انقلاب سوسياليستی در روسيه و لزوم تسليم به اولتيماتوم ها و تهديدهای اقليتی رسوا در تشکيلات ‘شورا‘ مبنی بر ترک آن؛ کاملا به دور از مواضع اساسی بلشويسم و پرولتاريا به طور کلی است؛ و نتيجتا به باطل ساختن خواستها و تصميمهای دومين کنگره سراسری شوراها و اختلال در ديکتاتوری نوپای پرولتاريا و دهقانان فقير می انجامد.
  • ٢- کميته مرکزی اين اپوزيسيون را در تاخير فعاليتهای انقلابی و سازشهای اخير، که در وضعيت فعلی جنايتی است بزرگ، مسئول می داند. و از آنان می خواهد که بحثها و شکاکيت خود را علنی کرده، از فعاليتهايی عملی که به آن اعتقاد ندارند، خودداری کنند. چرا که در اين اپوزيسيون چيزی جز ترس از بورژوازی و بازتابی از روحيه بخش فرسوده (و نه انقلابی) مردم، وجود دارد.          
  • ٣- کميته مرکزی معتقد است که از آنجا که دومين کنگره سراسری شوراها با رای اکثريت و بدون حذف کسی، قدرت دولتی را به اين حکومت تفويض کرده است، نفی حکومتی صرفا بلشويکی، خيانت به شعار حکومت شورايی است.
  • ۴- کميته مرکزی معتقد است که دريوزگی اتحاد با سازمانهای غير شورايی، يعنی سازمانهايی که در واقع متحد پيشروی انقلابی توده ها که برای سرنگونی مالکان و سرمايه داران می جنگد، نيستند؛ خيانت به شعار حاکميت شوراهای نمايندگان کارگران، سربازان و دهقانان است.          
  • ۵- کميته مرکزی معتقد است که تن در دادن به اولتيماتوم ها و تهديدهای اين اقليت در شوراها، به مثابه انکار کامل نه تنها حکومت شورا بلکه دموکراسی است، چرا که اين به معنای ترس اکثريت در استفاده از اين مزيت، و به معنای گردن نهادن به آنارشی و اولتيماتوم های بيشتر از سوی هر اقليتی است.          
  • ۶- کميته مرکزی اعلام می دارد که اکنون آماده است که بدون مستثنی کردن کسی از دومين کنگره سراسری شوراها، کسانی را که شورا را ترک کردند ابقا کند و ائتلاف آنان را هم در شورا به رسميت بشناسد؛ و از اين رو اين گفته را که بلشويکها به ظاهر مايل به سهيم شدن در قدرت با کسی نيستند کذب محض می داند.
  • ٧– کميته مرکزی اعلام می دارد که در روز تشکيل اين حکومت، و در واقع چندين ساعت پيش از تشکيل آن، کميته مرکزی سه تن از نمايندگان اس ارهای چپ را به نشست خود دعوت کرد و رسما از آنان خواست تا در حکومت شرکت کنند. خودداری اس ارهای چپ، هر چند موقت و مشروط بود، با اين حال مسئوليت کامل عدم توافق را بر عهده خود آنان قرار می دهد.         
  • ٨– کميته مرکزی يادآور می شود که جناح بلشويک در دومين کنگره سراسری شوراها با طرح قطعنامه ای آمادگی خود را برای توسعه ‘شورا‘  با پذيرش سربازان از جبه ها و دهقانان از روستاها ابراز داشت، و از اين رو اين ادعا که حکومت بلشويکها مخالف ائتلاف با دهقانان است، کذب محض است. برعکس، کميته مرکزی اعلام می دارد که قانون ارضی حکومت ما، که تماما از رهنمودهای اس ارها رونويسی شده است، در واقع آمادگی کامل و صميمانه بلشويکها را برای ائتلاف با اکثريت عظيم مردم روسيه اثبات می کند.
  • ٩– در پايان، کميته مرکزی معتقد است که، به رغم همه مشکلات، پيروزی سوسياليسم در روسيه و در اروپا تنها با تداوم بی تزلزل سياستهای اين حکومت تامين می شود. کميته مرکزی اطمينان کامل خود را از پيروزی اين انقلاب سوسياليستی بيان می دارد و از آنان که دچار شک و دودلی اند می خواهد که دست از ترديدشان بردارند و با جان و دل و با تمامی نيرويشان از سياستهای اين حکومت حمايت کنند.

                                                         

کنگره هفتم (کنگره فوق العاده) 
٨-۶ مارس ١٩١٨

در باره تغيير نام  و برنامه حزب

۸ مارس ۱۹۲۲

کنگره تصويب می‌کند که از اين پس حزب ما (حزب کارگر سوسيال دموکرات روسيه – بلشويک) حزب کمونيست روسيه، با قيد بلشويک در پرانتز، ناميده شود.

کنگره تصويب می‌کند که برنامه حزب ما پس از بازنويسی بخش تئوری و يا تکميل آن با مشخص کردن امپرياليسم و آغاز دوران انقلاب سوسياليستی، تغيير کند.

از اين رو، تغيير در بخش سياسی برنامه ما بايد شامل اشاره دقيق و مشروح به نوع جديد دولت، يعنی جمهوری شورايی، چون شکلی از ديکتاتوری پرولتاريا و چون تداومی از دستاوردهای جنبش بين المللی کارگران که از کمون پاريس آغاز گشت، باشد. اين برنامه بايد نشان دهد که حزب ما، اگر جريان مبارزه ما را برای مدتی وادار به بازگشت به مرحله‌ای تاريخی کند که انقلاب ما اکنون از آن برگذشته است، حتی از استفاده از پارلمانتاريسم بورژوايی نيز سر باز نخواهد زد. اما، در هر حال، اين حزب برای جمهوری شورايی چون نوع برتر دولت دموکراتيک و شکلی از ديکتاتوری پرولتاريا، و براندازی سلطه بهره‌کشان و خرد کردن مقاومت آنان، خواهد جنگيد.

با چنين بينشی، بخشهای اقتصادی، ارضی، تربيتی و بخشهای ديگر برنامه ما نيز بايد اصلاح شود. مرکز ثقل بايد بر توضيح دقيق اصلاحات اقتصادی و ديگر اصلاحاتی که از سوی حکومت شوروی آغاز شده‌اند، و شرحی روشن از وظايف مشخصی که حکومت شوروی در آينده درپيش رو دارد، وظايفی که اقدامات عملی ما در سلب مالکيت از سلب مالکيت کنندگان پيش می‌آورند، قرار گيرد.

کنگره کميسيون ويژه‌ای را مأمور می‌کند که، در صورت امکان بدون تأخير، به نوشتن برنامه حزب ما بر مبنای اين دستورها بپردازد و آن را به عنوان برنامه حزب ما تصويب کند.

کنگره هشتم (١٩١٩)


 برنامه حزب کمونيست روسيه (بلشوک) – در زمينه روابط مذهبی

اين برنامه در کنگره هشتم (۱۹۱۹) تصويب شد.

۲۲ مارس ۱۹۱۹

13- در مورد مذهب، حزب کمونيست روسيه به فرمان‌هايی که هم اکنون جدايی دين از دولت و جدايی آموزش از دين را الزامی ساخته است قناعت نخواهد کرد. اينها معيارهايی است که دموکراسی بورژوايی نيز در برنامه خود می‌گنجاند، هرچند به علت پيوندهای بی‌شماری که سرمايه را وابسته به تبليغات مذهبی می‌کند، هرگز قادر به اعمال آنها نبوده است.

حزب کمونيست روسيه بر اين باور است که تنها واقعيت يافتن فعاليت آگاهانه و منظم اجتماعی و اقتصادی توده‌هاست که به نابودی کامل تعصبات مذهبی منجر خواهد شد. هدف حزب اين است که پيوندهای بين طبقات بهره‌کش و سازمان تبليغات مذهبی را نابود کند و در عين حال، با سازماندهی وسيع علمی – آموزشی و ضد مذهبی به توده‌های زحمتکش کمک کند تا ذهن خود را به راستی از قيد تعصبات مذهبی برهانند. با اين همه، کاملاً ضروری است که از اهانت کردن به عواطف مذهبی افراد، که تنها به تشديد تعصب مذهبی منجر می‌گردد، خودداری شود.

کنگره يازدهم (١٩٢٢)

در باره اتحاديه جوانان کمونيست روسيه [کامسامول]

۲ آوريل ۱۹۲۲

I

۱- اتحاديه جوانان کمونيست روسيه [کامسامول]، که سازمانی توده‌ای برای آموزش کمونيستی است، چون سلاحی قدرتمند، برای تفوق و نفوذ کمونيستی بر توده‌های وسيع جوانان کارگر و دهقان، در خدمت حزب است. کامسامول، در عين حال که آگاه‌ترين و انقلابی‌ترين بخش جوانان کارگر را در صفوف خود آموزش می‌دهد، رشد سالم و منظم حزب را از درون فعال‌ترين لايه پرولتاريا تأمين می‌کند – به اين معنی که جوانان کارگری که از صفوف کامسامول به حزب می‌پيوندند برای کار انقلابی عملی کاملاً تربيت شده‌اند.

از اين رو، حزب عميقاً علاقمند است که کامسامول خرد را سريعاً و بدون هيچگونه مشکلی با شرايط جديد کار تطبيق دهد.

۲- هدف کار توده‌ای کامسامول لايه کاملاً جديد جوانان پرولتر است که در دوره انقلاب رشد يافته‌اند و هيچگاه مشخصاً ستم نظام سرمايه‌داری را تجربه نکرده‌اند. اينان هم اکنون، به علت شرايط نپ، در معرض از دست دادن هويت طبقاتی و پراکندگی قرار دارند، و در عين حال وضعيت اقتصادی‌شان شديداً رو به وخامت است (اخراج‌های وسيع از کار توليدی، کاهش درآمد، نقض قوانين حفاظت کار و مانندهای اينها).

۳- نگهداری جوانان کارگر در توليد و حفظ آنان در مقابل اشکال مفرط استثماری، که نيروی بدنی و فکری‌شان را تضعيف می‌کند، پيش شرطهای ضروری برای تحکيم بيشتر ديکتاتوری پرولتاريا و توسعه صنعت در جمهوری شوروی است؛ اين اقدامات، همچنين، کامسامول را قادر می‌کند تا وظايف اساسی‌اش را چه در زمينه تشکيلاتی و چه در زمينه آموزشی انجام دهد.

اين نگهداری کارگران جوان در توليد با کار جدی اتحاديه‌های کارگری و ارگان‌های دولتی و با شرکت مستقيم و ابتکار کامسامول و از راه‌های زير ميسر است:
الف) اختصاص دادن درصد معمولی از کارگران جوان در توليد؛
ب) تأمين کردن شرايط برای اجرای تمام قوانين حفاظت کار از طريق تنظيم نرخ مزد، به طوری که کارگران جوان برای ساعات کار کمتر از 8 ساعت در روز حقوق کامل دريافت کنند، و همچنين از طريق نظارت بر شرايط کار جوانان در صنايع دولتی و خصوصی؛
ج) سازماندهی مجدد کار جوانان و قرار دادن آن در تابعيت هدف‌های آموزشی و کسب مهارت، ساختن مدارس برای جوانان کارگر – در اين مدارس آموزش تئوريک و تربيت اجتماعی – سياسی با آموزش برای توليد عملی ترکيب می‌شود، نيازهای مادی اين مدارس به وسيله ارگان‌های اقتصادی تأمين می‌شود و کميساريای خلق برای آموزش توجه خاصی به آنها مبذول می‌دارد.

۴- تقويت کردن عناصر خرده‌بورژوا تأثير مخرب ويژه‌ای بر جوانان کارگر دارد. مقاومت آنان در مقابل اين تأثيرات (به ويژه در زندگی روزانه) بسيار ضعيف است، و اين، به همراه وخاومت وضعيت اقتصادی جوانان کارگر، علاقه آنان به مسايل اجتماعی و سياسی را کاهش می‌دهد.

به همين دلايل است که احزاب ضد انقلابی در برخی جاها تلاش می‌کنند تا در ميان جوانان کارگر نفوذی به دست آورند. کامسامول بايد، در کنار مبارزه بر ضد اين احزاب، در مقابل نفوذ مخرب عناصر خرده‌بورژوا (از طريق فيلم‌های سينمايی، ادبيات مبتذل و جز اينها)، کار فرهنگی جدی‌ای را که مناسب با نيازهای جوانان باشد آغاز کند.

۵- سازمان‌های کامسامول در مناطق روستايی بايد از تکيه‌گاه‌های مهم حزب و دولت شوروی باشند.

در شرايط نپ، که زمينداری خصوصی دهقانان و رشد غرايز مالکيت خرد تقويت می‌شود، و وابستگی دهقانان جوان به خانواده‌هايشان افزايش می‌يابد، کار هسته‌های روستايی کامسامول شديداً پيچيده می‌شود.

وظايف اساسی کامسامول در روستاها عبارتند از: افزايش فعاليت در ميان فقيرترين بخش‌های روستا به منظور حفظ آنان از نفوذ ايدئولوژيک کولاک‌ها، و درگير کردن فعالانه جوانان دهقان در زندگی عمومی روستا و برآورده ساختن نيازهای فرهنگی آنان.

II

۶- سطح فرهنگی و سياسی توده اصلی اعضای کامسامول از سطح سياسی کارگران جوانی که عضو آن نيستند کمی بالاتر است.

کاهش اعضای کامسامول، که اخيراً در بسياری از سازمان‌ها مشاهده می‌شود، با واقعيت‌های زير قابل توضيح است: اخراج جوانان از کار توليدی، تضعيف کامسامول در نتيجه سياست‌های بسيج، و، مهم‌تر از همه، عدم انطباق کافی کامسامول با نيازهای جوانان. به اين علت است که تضعيف نفوذ کامسامول بر جوانان کارگر مشاهده می‌شود.

اين وضعيت، به علاوه تغييرات فوق‌العاده در ترکيب اعضای کامسامول، علت پديد آمدن ضعف در هسته‌های کارکنان فعال کامسامول است و در فرايند انطباق کامسامول با شرايط جديد مانع ايجاد کرده است، وگرنه کامسامول تاکنون می‌بايست عادات، روش‌ها و محتوای جديد کار را تدوين می‌کرد.

يک علت مهم، برای وضعيت سخت کامسامول، نبودن کمک جدی از سوی سازمان‌های حزبی است.

۷- عمده‌ترين وظايف عملی کامسامول در حال حاضر چنين است:
الف) تقويت کردن نقش پرولتری‌اش و بالا بردن ميزان سن اعضايش از طريق افزايش دادن جوانان کارگری که در آموزش تئوريک مارکسيستی و آموزش عملی در امور اقتصادی موفق بوده‌اند؛
ب) رشد دادن هويت طبقاتی در بين توده‌های عضو کامسامول بر مبنای وارد کردن آنان در کار اقتصادی و فرهنگی‌ای که تسلط بر مهارت‌های تشکيلاتی ضروری را افزايش می‌دهد، و همچنين از طريق شرکت در کار اقتصادی روزانه و در مبارزه اتحاديه‌های کارگری. ميزان حضور کامسامول در ارگان‌های گوناگون دولتی بايد دقيقاً طبق نيازهای کار عملی و وظايف آموزشی تعيين شود؛
ج) اشباع کردن کار آموزشی کامسامول با اصول مارکسيسم، گسترش وسيع کار فرهنگی آموزشی، و انطباق دادن آن با خصوصيات روانشناسانه ويژه گروه‌های سنی گوناگون؛
د) آماده ساختن اعضای کامسامول و ديگر جوانان کارگر و دهقان غير متشکل برای ورود به صفوف ارتش سرخ.

III

۸- وظايف حزب در قبال کامسامول عبارت است از:
الف) برقرار ساختن هدايت ايدئولوژيک منظم و دايمی کامسامول توسط سازمان‌های حزبی؛
ب) جلب کردن توجه خاص هسته‌های حزبی به شرکت مستقيم در کار هسته‌های کامسامول در تمام زمينه‌ها؛
ج) انتخاب کردن دقيق نمايندگان حزب برای کميته‌های کامسامول و ساختن کادرهايی از ميان اعضای حزب برای کار منظم در کامسامول، کادرهايی که به کار کردن در ميان جوانان علاقمند باشند و بتواند به تکيه‌گاهی برای آنان تبديل شوند؛
د) تأمين کردن شرايط مادی و مالی ضروری برای کامسامول به منظور گسترش کار وسيع آموزشی آن و آموزش اعضای کامسامول (از طريق باشگاه‌ها، مدارس، ورزش و جز اينها)؛ 
هـ) ياری رساندن به کار آموزشی کامسامول از طريق فراهم کردن نهادهای فرهنگی گوناگون و انتشار ادبيات ويژه برای جوانان؛
و) جلب کردن اعضای کامسامول (و در درجه اول، اعضای حزب که در کامسامول کار می‌کنند) به کار حزبی.

کنگره دوازدهم (١٩٢٣)

در باره فعاليت کامسامول

۲۵ آوريل ۱۹۲۳

کامسامول طی سال گذشته، بحران شديدی را پشت سر نهاد. بحرانی که در نتيجه‌اش، در نيمه اول سال، تعداد اعضای آن به ميزان قابل توجهی کاهش يافت. با اين همه، در پی کار اقتصادی و آموزشی – سياسی وسيع، کامسامول نيروی خود را در نيمه سال باز يافت، دهها هزار کارگر، نوجوان و جوان را به صفوف خود جذب کرد، هسته پرولتری سازمان خود را استحکام بخشيد و تعداد اعضایش افزايش يافت.

دوره‌ای را که جنبش جوانان کمونيست به تازگی پای در آن گذاشته است، می‌توان از ميزان رشد سريع کامسامول تشخيص داد – از اين واقعيت که تقريباً نيمی از اعضای آن جای خود را به جوانان جديدی داده‌اند که، بی‌هيچ تجربه انقلابی‌ای، آگاهی‌شان در شرايط زندگی دولت شوروی شکل گرفته است.

اکنون وظيفه آموزش نسل کمونيست جديدی از کارگران ماهر و آگاه به منافع طبقاتی خويش، و همچنين دهقانانی که به ساختمان جمهوری شوروی علاقمندند، بيش از هر زمان ديگر در برابر حزب قرار گرفته است. در همان حال بايد، با کار منظم، در اين نسل جديد تمايل جدی به فراگيری علم و تکنولوژی ايجاد کرد. توان و شوق انقلابی جوانان بايد وسيعاً برای دستيابی به پيروزی در زمينه دانش‌های تخصصی به کار گرفته شود. فراهم کردن کادرهای واقعاً عالی متخصصين فنی، مديران، افراد حرفه‌ای، کارکنان تعاونی‌ها و جز اينان، برای جمهوری کارگران و دهقانان تنها از اين طريق ميسر است.

اين امر، حزب را رو در روی چند وظيفه اساسی در مورد کامسامول قرار می‌دهد.
۱- حزب پيش از هر چيز موظف است نسل جديد جوانان را از همه تجربه مبارزه انقلابی‌اش بهره‌مند سازد، و با گذشته حزب آشنا کند. نظر به اينکه نسل حاضر جوانان کارگر، زندگی آگاهانه‌اش را در شرايط حکومت شورايی آغاز کرده است و با شرايط سرمايه‌داری ناآشناست، به ويژه مهم است که در آموزش انقلابی نسل جوان، او را با مبارزه طبقاتی و تضادهای موجود در جامعه سرمايه‌داری آشنا کنيم؛ در همان حال، ضروری است که نسل جوان با بينش همبستگی بين‌المللی آموزش ببيند و اطلاعات درباره جنبش کارگری بين‌المللی هر چه بيشتر در اختيار او قرار گيرد. حزب بايد توجه جدی به ايجاد شبکه‌ای مناسب از مدرسه‌های سياسی و محافل سياسی‌ای که همه اعضای اتحاديه جوانان در آن شرکت کنند، داشته باشد. مطبوعات کامسامول بايد در خدمت اين هدف قرار گيرند، و سازمان‌های حزبی بايد هم از نظر مادی و هم از نظر نگارش، مطبوعات کامسامول را مورد حمايت قرار دهند.

۲- تجديد عضويت در کامسامول، مسأله آموزش رهبران آن را پيش می‌آورد. گروه‌های مبلغی که هدفشان به وجود آوردن رهبران هسته‌های کارگری و روستايی است، بايد از هر طريق مورد حمايت حزبی قرار گيرند.

حزب بايد بکوشد تا کادر مبلغان کامسامول هر چه زودتر تشکيل شود. از اين رو، سازمان‌های حزبی بايد فعالانه در جهت استحکام بخشيدن به شبکه گروه‌های تبليغ و ديگر شيوه‌های آموزش فعالان کامسامول (چون دوره‌های آموزشی، سمينارها و جز اينها) شرکت کنند، و در هر گروه تبليغ يا واحدهای ديگر فعالان کامسامول، مبلغ حزبی کار آزموده‌ای بگمارند.

۳- کار آموزشی هسته‌های روستايی کامسامول تاکنون سازماندهی درستی نداشته است. اما از آنجا که جوانان جديدی جذب هسته‌های روستايی می‌شوند، اکنون بيش از هر زمان ديگر بايد از اين هسته‌ها، چون تکيه‌گاه کار حزبی در روستا، بهره جست. لازم است که در راستای سياست دولت شوروی، ارتقای کشاورزی، گسترش افق سياسی جوانان روستايی، بالا بردن سطح فرهنگی‌شان، تأميم نشريات برای آنان و جز اينها، نفوذ تبليغی – ترويجی منظم را بر جوانان روستايی به هر طريق شدت بخشيد. در همان حال، کنگره لازم می‌داند که هسته‌های حزبی کامسامول به هر طريق در فعاليت اجتماعی روستا و سازندگی کشور داشته باشند، بی‌آنکه تقدم وظيفه اساسی‌شان در روستا – يعنی کار آموزشی در ميان جوانان روستايی – را فراموش کنند.

۴- در شرايط کنونی که تحولات نسبتاً آرام صورت می‌گيرد، کل کار در ميان جوانان بايد به گونه‌ای باشد که سازمان‌های نسل رو به رشد، علاوه بر دريافت آموزش فرهنگی، از نظر انقلابی نيز آبديده شوند. کنگره، همچنين، تأکيد می‌کند که کار آموزشی کامسامول را بايد با فعاليت‌های جمعی، برای جلب همکاری فعال جوانان، تکميل کرد، فعاليت‌هايی که بايد خصلت انقلابی چشمگيری داشته باشند.

۵- گستره وسيع جنبش جوانان به تضعيف کمی هسته حزبی اين جنبش منجر می‌شود. از اين رو، کنگره لازم می‌داند که برای تأمين نفوذ حزب در جنبش جوانان، و روی آوری جوانان طبقه کارگر به حزب، شرايطی فراهم شود که به موجب آن ورود اعضای کارگر کامسامول به حزب تسهيل گردد، و فعالان کامسامول بتوانند در کار حزبی، جلسات حزبی و جز اينها، بيشتر شرکت کنند.

رهبری حزب بر کامسامول بايد، ضمن جلب ابتکار و فعاليت وسيع سازمان‌های جوانان، و فعال کردن کامسامول در کار سياسی و اتحاديه‌های کارگری، بيش از پيش بر کمک عملی به کار آموزشی کامسامول و تقويت رهبری سياسی آن استوار باشد. کنگره ضمن تأييد تصميمات کنگره‌های پيشين حزب در باره کار در ميان جوانان، با تقليل نقش کامسامول به يک سازمان صرفاً 'فرهنگی' سرسختانه مخالف است.

۶- نظر به دستاوردهای کامسامول در پشتيبانی از نيروی دريايی و سواره نظام، کنگره لازم می‌داند که آن را به هر طريق شدت بخشد، و بر لزوم وجود نزديک‌ترين پيوندها ميان کامسامول و ارتش سرخ، قويا پای می‌فشارد.

۷- حزب بايد از علاقه شديد جوانان طبقه کارگر به فعاليت‌های ورزشی، هم برای بهبود سلامتی جسمانی نسل فعلی طبقه کارگر و هم برای تحکيم پيوند کامسامول و توده‌های جوان به طور کل، بهره جويد. جوانان طبقه کارگر در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها بايد در فعاليت‌های ورزشی گرد آورده شوند.

۸- نظر به چشم‌انداز موجود رشد صنايع، توسعه و تقويت مدارس کارآموزی کارخانه‌ها، نه تنها برای کامسامول بلکه برای کل حزب و دولت شوروی نيز اهميت عظيمی دارد. اين مدارس، با تربيت کارگران ماهر و آگاه به منافع طبقاتی خويش، در پر کردن صفوف پرولتاريای مترقی صنعتی نقش بسيار مهمی ايفا می‌کنند.

بنابر اين، کنفرانس لازم می‌داند که از شبکه مدارس کارآموزی کارخانه که با توليد پيوندی ناگسستنی دارند، به طور همه جانبه‌ای حمايت کند و هر جا که ممکن است، اين شبکه را گسترش دهد، کار آموزشی و به ويژه کار سياسی در آنها را افزايش دهد، و همچنين شرايط مادی اين مدارس را بهبود بخشد.

۹- گسترش جنبش نوجوانان تحت رهبری کامسامول، که به شکل پيشگامان جوان جلوه يافته است، وظيفه کمک همه جانبه به رشد آن را در برابر سازمان‌های حزبی قرار می‌دهد.

سازمان‌های حزبی بايد به کامسامول کمک کنند تا نيروهای پرورشی انقلابی را حول جنبش نوجوانان کمونيست گرد آورد.

۱۰- نظر به اينکه زنان جوان کارگر و روستايی به اندازه کافی جذب کامسامول نمی‌شوند، کنگره، کامسامول را موظف می‌کند که بر تلاش‌های خود در ميان زنان جوان کارگر و روستايی بيفزايد.

۱۱- با توجه به اينکه ارگان‌های دولتی و اتحاديه‌های کارگری بايد کمک‌های خود به جوانان طبقه کارگر را شدت دهند و، از اين طريق، بار اضافی کار دولتی و اتحاديه‌های کارگری را از دوش کامسامول بردارند، کنگره، کميته مرکزی را موظف می‌کند که چگونگی پيوندها و روابط متقابل ميان سازمان‌های کامسامول، دولت و اتحاديه‌های کارگری را تدوين کند.

۱۲- به وجود آمدن پيوندی نزديک‌تر ميان حزب و کامسامول، اين امکان را پديد خواهد آورد که دستگاه حزبی در خدمت بخشی از فعاليت کامسامول به کار گرفته شود، اما به هيچ روی نبايد هماهنگی ساخت سازمانی کامسامول را، که بر اصل عمل مستقل استوار است و در خدمت پيشرفت فعالان حزبی و رشد مهارت‌های تشکيلاتی آنها قرار دارد، بر هم زند.