شاملو و یادگارهای پویا

تنها صداست که میماند*
بی شک شاملو یکی از بزرگان شاعران متعهد جامعه جهانی است که زمینه شعر نو بسی گفتارها دارد. لیست اشعار شاملو را در اینجا بسته بندی میکنیم به این امید که اگر ایرادی در مجموعه ها باشد ما را یاری کنبد!
در ضمن عمده اشعار بصورت pdf  نیز برای چاپ در زیر آمده است  

دفتر اول   دفتر دوم  دفتر سوم دفتر چهارم  دفتر پنجم دفتر ششم دفتر هفتم دفتر هشتم کاشفان فروتن شوکران

* جمله “تنها صداست که میماند” برگرفته از یکی از اشعار فروغ فرخزاد است که در اینجا  سود جسته ایم ! در این باره باید بیشتر فکر کرد که ماندنیها کدامند که میتواند فرهنگ بالندۀ متعهد را غنی دهند!
 

مجموعه شعرها: آهن‌ها و احساس

 مرغ دریا ؛ برای خون و ماتیک ؛ مرثیه 

مجموعه شعرها: آیدا در آینه
 آغاز ؛ شبانه ؛  من و تو درخت و بارون … ؛ من و تو… ؛ از مرگ… ؛ خفتگان ؛ سرودِ آن کس که از کوچه به خانه باز می‌گردد ؛  تکرار ؛ چهار سرود برای آیدا ؛ سرودِ پنجم ؛ آیدا در آینه ؛ میعاد ؛ جاده آن سویِ پُل ؛ 

مجموعه شعرها: آیدا،‌درخت، خنجر و خاطره

شبانه (مرگ را دیده‌ام من…) ؛  شبانه (اندکی بدی در نهادِ تو…) ؛ شبانه (ما شکیبا بودیم…) ؛ شبانه (دریغا انسان…) ؛ شبانه (و شما که به سالیانی چنین دوردست…) ؛ شبانه (عصرِ عظمت‌های غول‌آسای عمارت‌ها…) ؛ شبانه (دریغا دره‌ی سرسبز و گردوی پیر…) ؛ و تباهی آغاز یافت… ؛ شبانه (دوستش می‌دارم…) ؛ شبانه (قصدم آزارِ شماست!…) ؛ شبانه ؛ غزلی در نتوانستن ؛ سرودِ آنکس که برفت و آنکس که برجای ماند ؛ از قفس ؛ شکاف ؛ لوح ؛ از مرگ من سخن گفتم ؛  در جدالِ آیینه و تصویر ؛ شبانه (رود قصیده‌ی بامدادی را…) ؛ 

مجموعه شعرها: ابراهیم در آتش

 شبانه ؛ شبانه ؛ نشانه ؛ برخاستن ؛ در میدان ؛ شبانه ؛ تابستان ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ تعویذ  ؛ سرودِ ابراهیم در آتش ؛ غریبانه ؛ ترانه تاریک ؛ واپسین تیر ترکش آنچنان که می‌گویند ؛ بر سرمای درون ؛ از این گونه مردن… ؛ محاق ؛ درآمیختن ؛ اشارتی ؛ مجال ؛ میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد ؛ 

مجموعه شعرها: باغ آینه

خوابِ وجین‌گر ؛  مثلِ این است… ؛ حریقِ قلعه‌یی خاموش … ؛ کلید ؛ اتفاق ؛ برف ؛ شب‌گیر ؛ غروبِ «سیارود» ؛ در دوردست… ؛ بر سنگ‌فرش ؛ کیفر ؛ ماهی ؛ کاج ؛ پُل ِ الله‌وردی‌خان ؛ شبانه ؛ طرح ؛ فقر ؛ مرثیه برای مردگانِ دیگر ؛ شبانه ؛ باران ؛ نیم‌شب ؛ شبانه ؛ زن خفته ؛ لوح گور ؛ باران ؛ تاشک ؛ معاد ؛  بر خاک ِ جدی ایستادم … ؛ کوچه ؛ دادخواست ؛ در بسته … ؛ از شهر  سرد… ؛ با همسفر ؛ باغ آینه ؛ مرثیه ؛ نبوغ ؛ شعارِ ناپلئونِ کبیر ؛ قصه ی دخترای ننه دریا

مجموعه شعرها: ترانه‌های کوچک غربت

مجموعه شعرها: حدیث بی‌قراری ماهان

سراسرِ روز ؛  نوروز در زمستان ؛ می‌دانستند دندان برای… ؛  از خود با خویش ؛  آشتی ؛ غرشِ خامِ تندرهای پوده… ؛ زنان و مردانِ سوزان… ؛ ما فریاد می‌زدیم… ؛ The Day After ؛ سرودِ ششم ؛ شب‌بیداران ؛ شبانه ؛ شرقاشرقِ شادیانه… ؛ نگران، آن دو چشمان است… ؛ با تخلص خونین بامداد ؛ چاهِ شغاد را ماننده… ؛ چون فورانِ فحل‌ْمستِ آتش… ؛ نخستین که در جهان دیدم… ؛ نخستین از غلظه‌ی پنیرک… ؛ کژمژ و بی‌انتها…

مجموعه شعرها: در آستانه

حکایت ؛ هاسمیک ؛ ظلماتِ مطلقِ نابینایی ؛ حجمِ قیرینِ نه‌درکجایی… ؛ درپیچیده به خویش… ؛ طبیعتِ بی‌جان ؛ در آستانه ؛ خلاصه‌ی احوال ؛ آن روز در این وادی… ؛ خاطره ؛ بر کدام جنازه زار می‌زند…؟ ؛  ما نیز… ؛ قناری گفت… ؛ نه عادلانه نه زیبا بود… ؛  آن روی دیگرت… ؛ یکی کودک بودن… ؛ ترانه ؛ سِفْرِ شُهود ؛ قفس قفس این قفس… ؛ جوشان از خشم… ؛ بوسه ؛ گدایانِ بیابانی ؛ ببر ؛ طرح‌های زمستانی ؛ طرحِ بارانی ؛ میلاد ؛ قصه‌ی مردی که لب نداشت ؛ 

مجموعه شعرها: دشنه در دیس

ضیافت ؛ شبانه ؛ در شب ؛ گفتی که باد مرده‌ست … ؛ فراقی ؛ شبانه ؛ زبانِ دیگر ؛ هنوز در فکر آن کلاغم ؛ خطابه‌ی تدفین ؛ شکاف ؛ سِمیرُمی ؛ سپیده‌دم ؛ ترانه آبی ؛ از منظر ؛ باران ؛ شبانه ؛ ترانه‌ی بزرگ‌ترین آرزو ؛ پریدن ؛

مجموعه شعرها:  شکفتن در مه
نامه ؛ که زندانِ مرا بارو مباد ؛ عقوبت ؛ صبوحی ؛ رستگاران ؛ فصل دیگر  ؛ سرود برای مردِ روشن که به سایه رفت ؛ پدران و فرزندان

مجموعه شعرها: قطع‌نامه

تا شکوفه‌ی سُرخ یک پیراهن ؛ قصیده برای انسانِ ماهِ بهمن ؛ سرود ِ مردی که خودش را کُشته است ، سرودِ بزرگ

مجموعه شعرها:   ققنوس در باران 

سه سرود برای آفتاب ؛ مرگِ ناصری ؛ مرثیه ؛ رود ؛ نقش ؛ چه راهِ دور… ؛ اسباب ؛ سفر ؛ مجله‌ی کوچک ؛ چشم‌اندازی دیگری ؛ Postumus ؛ پاییز 

مجموعه شعرها:  لحظه‌ها و همیشه

سرود ؛ میلاد ؛ گریزان ؛ پایتختِ عطش ، میان ِ ماندن و رفتن… ؛ سخنی نیست… ؛ حماسه؟ ؛ رهگذران ؛ کوه ها ؛ انگیزه‌های خاموشی ؛ غزلِ ناتمام… ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ من مرگ را… ؛ وصل ؛ شبانه

مجموعه شعرها:  مدایح بی صله 

روزنامه‌ی انقلابی ؛ و چون نوبت ِ ملاحان… ؛ میان ِ کتاب‌ها گشتم ؛ خواب‌آلوده هنوز… ؛ من هم‌دست ِ توده‌ام ؛ پیغام ؛ جهان را که آفرید ؛ نمی‌توانم زیبا نباشم… ؛ نمی‌خواستم… ؛ در جدال با خاموشی ؛ اندیشیدن… ؛ سحر به بانگِ زحمت و جنون ؛ جخ امروز… ؛ تو باعث شده‌ای… ؛ دست زی دست نمی‌رسد ؛ همیشه همان… ؛ سلاخی می‌گریست… ؛ پس آنگاه زمین… ؛ شبانه ؛ این صدا ؛ بُهتان مگوی ؛ غمم مدد نکرد ؛ با برونی‌یفسکی، شاعر لهستانی ؛ کریه اکنون… ؛ سپیده‌دم ؛ کویری ؛ کجا بود آن جهان… ؛ بوتیمار ؛ ترانه‌ی اشک و آفتاب ؛ بِسوده‌ترین کلام است دوست‌داشتن… ؛ تنها اگر دمی… ؛ مردِ مصلوب… ؛ جانی پر از زخم… ؛ شبِ غوک ؛ ترجمانِ فاجعه ؛ در کوچه‌ی آشتی‌کنان ؛ سرودِ قدیمیِ قحطسالی ؛ ترانه‌ی اندوهبارِ سه حماسه ؛ شبانه ؛ دوستت می‌دارم بی… ؛ سرودِ آوارگان ؛ نلسن ماندلا ؛ یک مایه در دو مقام ؛ پرتوی که می‌تابد از کجاست؟ ؛ حوای دیگر ؛ ای کاش آب بودم… ؛ تِک‌تِکِ ناگزیر را برمشمار… ؛ توازی رد ممتد… ؛ چشم‌های دیوار ؛ شیهه و سم‌ضربه… ؛  پاییزِ سن‌هوزه 

مجموعه شعرها:  مرثیه‌های خاک
شعر، رهایی‌ست ؛ مرثیه ؛ شبانه ؛ با چشم‌ها ؛ شامگاهی ؛ هملت ؛ و حسرتی ؛ تمثیل ؛ حکایت ؛ در آستانه ؛ 

مجموعه شعرها:  هوای تازه

در رزم زندگی ؛ بهار خاموش ؛ بازگشت ؛ دیوارها ؛ بیمار ؛ رانده ؛ شعر گمشده ؛ رنج دیگر ؛  دیدار واپسین ؛ شعر ناتمام ؛ سفر ؛ گل‌کو ؛ صبر تلخ ؛ مه ؛ از زخمِ قلبِ «آبائی» ؛ بادها ؛ غبار ؛ انتظار ؛ تردید ؛ احساس ؛ خفاش شب ؛ مرگ  نازلی ؛ نمی‌رقصانمت چون دودی آبی‌رنگ… ؛ ساعتِ اعدام ؛ شعری که زندگی‌ست ؛ طرح ؛ مردِ مجسمه ؛ لعنت ؛ کبود ؛ مرغ باران ؛ بودن ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ شبانه ؛ راز ؛ بارون  ؛ پریا ؛ سرگذشت ؛ افق روشن ؛ نگاه کن ؛ عشق عمومی ؛ به تو سلام می‌کنم ؛ تو را دوست می‌دارم ؛ دیگر تنها نیستم ؛ سرچشمه ؛ بهار دیگر ؛ به تو بگویم ؛ بدرود ؛  از عموهایت ؛  حریقِ سرد ؛ شعرِِ ناتمام ؛  پیوند ؛ برای شما که عشق ِتان زنده‌گی‌ست ؛ سمفونی تاریک ؛ آوازِ شبانه برای کوچه‌ها ؛ با سماجتِ یک الماس … ؛ رُکسانا ؛ غزلِ آخرین انزوا ؛ غزلِ بزرگ ؛ حرفِ آخر ؛ چشمان تاریک ؛ از مرز انزوا ؛ سرودِ مردی که تنها به راه می‌رود ؛  تنها… ؛  پشتِ دیوار ؛

مجموعه شعرها:  ۲۳  

۲۳