کُردها، سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه۱(۳)

مانند مردم فلسطین، کُردها نیز آرزوی دستیابی به خود مختاری را در سر می پروانند. با وجود این، از دوران فروپاشی امپراتوری عثمانی، برخی از رهبرانشان بجای کشورهای نزدیک و همسایه با قدرتهای امپریالیستی متحد شدند. این رهبران و نزدیکانشان با پذیرش خدمتگذاری به قدرتهای امپریالیستی برای بی ثبات سازی خاور میانه به مردم خودشان خیانت کردند. آنان کوشیدند تا دولتهای عروسکی پوشالی را یکی پس از دیگری در ایران و سوریه به منسۀ ظهور رسانند، یعنی سرزمینهائی که آنها را به گرمی پذیرفته و پناه داده بود. سارا عابد مفسر سیاسی و روزنامه نگار مستقل تاریخ کُردها را در اینجا برسی می کند.

 

[ در سال 1917، ایجاد کردستان، ارمنستان و اسرائیل یکی از اهداف جنگی برای رئیس جمهور ایالات متحده وودرو ویلسون بود. پس از گسیل هیئت «کینگ کرین» Commission King-Craine برای بررسی مکان مشخص جمعیتها و گروه های اجتماعی، او رسماً کردستان را در کنفرانس سور Conférence de Sèvres در سال 1920 اعلان کرد، در نقشۀ بالا به رنگ صورتی مشخص شده است. در این کنفرانس در عین حال امکان اختیاری برای پیوستن منطقۀ هاشور خورده روی نقشه (در حال حاضر در عراق) به کردستان از طریق همه پرسی پذیرفته شد. با وجود این، چنین دولتی هرگز به وجود نیامد و در کنفرانس لوزان (1923) باطل اعلان شد. فقط این بخش از سرزمین، و فقط این بخش می تواند قانوناً جزء فراخواستهای کردها باشد.]

تاریخ مردم کُرد مدتهای مدید در پرده ای از اسرار و پیچیدگی پوشیده مانده بود، و فقط به تازگی ست که می توانیم در رسانه های حاکم به تعدادی مقاله پیرامون این موضوع دست یابیم. از اشغال عراق بدست ایالت متحده و جنگ کنونی در سوریه، رسانه های حاکم و سیاستمداران آمریکائی برای قانونیت بخشیدن و توجیه سیاستهای تجاوزکارانه شان دربارۀ کردستان خیلی افسانه سرائی کرده اند. از تاریخ حملۀ ایالات متحده به سوریه، آمریکائی ها و اسرائیلی ها از کردستان نیمه خودمختار پشتیبانی کردند : اسرائیل 3،84 میلیارد دلار بابت نفت به حساب کُردها واریز کرده است، یعنی موردی که منافع جغرافیای سیاسی و اقتصادی هر دو جانب را در بر می گیرد [1].

در سال 2015، فیناسیال تایمز Financial Times گزارش داد که در ماه های گذشته، نه کمتر از %77 ذخیرۀ نفت اسرائیل از کردستان عراق تهیه شده است، یعنی حجمی معادل 19 میلیون بشکه بین ماه مه و 11 اوت. در کوران این دوران، بیش از یک سوم صادرات شمال عراق از راه دریائی و از بندر جیحان به اسرائیل انتقال یافته. حجم این معاملات تا میلیاردها دلار تخمین زده شده است. به نقل از این گزارش، یادآوری می کنم : که این گزارش از « اطلاعات مربوط به مبادلات بازرگانی و عبور و مرور دریائی به ویژه انتقال نفت، به وسیلۀ ماهواره» برگرفته شده است.

این خرید و فروشها نمایانگر خواست جدا کردن عراق شمالی و از هم گسیختن روابط اربیل و بغداد است. یعنی روندی که موجب نگرانی در مورد خواست استقلال کلی و جدائی کردها از کشور عراق نیز می باشد.

در سال 1966، وزیر دفاع عراق عبدالعزیز عقیلی کردهای عراق را برای نیل به بنیانگذاری «اسرائیل دوم» در خاورمیانه سرزنش می کرد. او در عین حال مدعی بود که «قدرتهای غربی و همچنین شرقی از شورشیان برای تحقق طرح ایجاد دومین اسرائیل جدید در شمال سرزمین عراق به مصداق ایجاد دولت اسرائیل در سال 1948 پشتیبانی می کنند» [2]. جالب است یک بار دیگر مشاهده کنیم که تاریخ در فراسوی این مناسبات تکرار می شود با وجود این صرفاً روی ترس متقابل از پاسخ تلافی جویانه بنیانگذاری شده است.

بطور کلی طی جنگ در سوریه، چندین گروه شبه نظامی کُرد در سرزمین سوریه به هم پیمان اتحادیۀ نظامی به فرماندهی ایالات متحده تبدیل شدند، و بر این اساس از سوی اعضای این اتحادیه کمک های متنوعی دریافت کردند، از جمله انبار خیلی حجیم جنگ افزار، آموزش و تمرین نظامی برای یگانها [3].

شبه نظامیان کُرد به همچنین در بطن نیروهای دموکراتیک سوری (SDF) عضو طرفدار ایالات متحده در جایگاه فرماندۀ اصلی اتحادیه در اکثریت هستند، و در عملیات تهاجمی به داعش برای آزاد سازی رقه شرکت کردند. جنگ افزارهائی که ایالات متحده به مبارزان کُرد و عرب در اتحادیۀ ضد اسلامی تحویل داده است به ویژه عبارتند از : مسلسل، خمپاره، موشک ضد تانک، خودروهای زرهی و تجهیزات تکنولوژیک مدرن.

در ماه مه، رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ اقدامات مربوط به تجهیز مبارزان کُرد به جنگ افزارهای سنگین در سوریه را تأیید کرد که عبارتند از خمپاره و مسلسل [4]. به گزارش آژانس خبری آنادولو (ترکیه) طی ماه جاری، 348 کامیون حامل تجهیزات نظامی حمل کرده اند. بر اساس گزارشات آژانس های خبری دیگر، فهرست جنگ افزارهائی که پنتاگون به گروه نامبرده باید تحویل دهد شامل 12000 کلاشنیکوف، 6000 تفنگ خودکار، 3000 نارنجک انداز و تقریباً 1000 موشک ضد تانک ساخت روسیه و ایالات متحده است.

به گزارش اسپوتنیک [5]، 130 کامیون از کاروان حامل جنگ افزار متعلق به ایالات متحده، 60 کامیون روز 5 ژوئن و 20 کامیون روز 12 ژوئن عبور کرده اند.

17 ژوئن، اسپوتنیک به نقل از رسانه های ترکیه گزارش داد که ایالات متحدۀ آمریکا به ارسال مهمات برای حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در سوریه و برای جنگ علیه داعش ادامه می دهد، 50 کامیون طی همین روز عبور کرده اند. در همین روز، این کامیون ها به شهر حَسَکه در شمال غربی سوریه رسیدند.

مناسبات تاریخی و به همین گونه مناسبات کنونی بین اسرائیل و کردها برای هر دو جبهه برگ برنده بوده است. در گذشته، اسرائیل برای یهودیانی که از عراق بعثی می گریختند اطلاعات و کمک دریافت کرد. کُردها نیز حفاظت و کمک بشردوستانه دریافت کردند و با جهان خارج به ویژه با ایالات متحدۀ آمریکا رابطه برقرار کردند. نخستین باری که اورشلیم اعتراف کرد که به کُرد ها کمک رسانی کرده در 29 سپتامبر 1980 بود، در این تاریخ مناخم بگین اعتراف کرد که اسرائیل به کُرد ها «در کوران شورش علیه دولت عراق بین سالهای 1965 و 1975» کمک کرده و ایالات متحده نیز از این رویدادها مطلع بوده است. علاوه بر این بگین گفته است که اسرائیل مشاور نظامی و جنگ افزار در اختیار کُردها قرار داده ولی سرباز به آنجا نفرستاده است.

JPEG - 56.7 kb
[ کُردهائی که ملیت اسرائیلی دارند جلوی سفارت ترکیه در تل آویو در 8 ژوئیه 2010 دست به تظاهرات زدند.]

کُردها مهمترین قوم عشیره ای هستند که هرگز در تاریخ دولت نداشته اند. این وضعیت به قدرتهای غربی اجازه داد که به اختلافات دامن بزنند و عراق و سوریه را بی ثبات سازند و سپس به تصرف خود درآورند.

اتحادیۀ جنایتکاران جنگی به فرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا از تابعین کُرد سوری به هدف تخریب جمهوری دموکراتیک و صلح جوی سوری به رهبری بشار اسد رئیس جمهوری که کاملاً به شکل دموکراتیک برگزیده شده استفاده می کنند [6]. واشنگتن بر آن است تا فضای خصومت آمیز و آتش اختلافات قومی را در کشوری شعله ور سازد که تا پیش از آغاز جنگی که غربی ها به راه انداختند با آن روبرو نبوده است.

با وجود این، کارشناسان مسئۀ کُرد چنین تعبیری از وقایع را مردود می دانند زیرا خلاف دیدگاه تاریخی حرکت می کند که در مرحله ای خاص دولت تمام عیاری را برای مردم کُرد بازشناسی کرده است. جمعیت کُردها مبنی بر اغلب منابع جمعیت شناسی 30 میلیون نفر تخمین زده شده است. از دیدگاه این کارشناسان در عین حال نظریه ای که آنان را آلت دست تعبیر می کند نیز مردود است [7].

وقتی از دولت خود مختار دربارۀ پذیرش حد و حدود کمکهای ایالات متحده و دیگر ابر قدرتها می پرسیم، صالح مسلم یکی از رؤسای حزب اتحاد دموکراتیک (PUD) پاسخ می گوید که : «برگ برندۀ ما طرز تفکر ماست. کارآئی آن بستگی به قابلیت ما در آموزش و مدیریت در بستر اجتماعیمان خواهد داشت. اگر از اصول و ایدئولوژی خودمان دفاع کنیم در این صورت هیچ قدرتی نمی تواند ما را به زانو درآورد» [8].

در روزگار ما احتمالاً هیچ قوم دیگری وجود ندارد که این همه در کشورهای غربی مورد افسانه پردازی قرار گرفته باشد. کُردها را دائماً به مثابه «مبارزان راه آزادی» معرفی می کنند، مبارزانی که تا پایان جهان برای سرزمینی مبارزه می کنند که همیشه از آن محروم مانده اند. کُردها دائماً از سوی کشورهای دیگر به مثابه بز گر گله مورد استفاده قرار گرفته اند.

در حال حاضر، کُردها بی آنکه بدانند از سوی ناتو و اسرائیل برای اهدافی که بلند پروازیهای استعماریشان را سیراب کنند مورد سوء استفاده قرار می گیرند. به این معنا که (قدرتهای امپریالیستی) بر آن هستند تا کشورهای بزرگی مثل عراق را در راستای اهداف جغرافیای سیاسیِ فرادست مدارانۀ خودشان به بخش های کوچکتری تجزیه کنند.

این فرآیند عادی و تکراری ست که ملتهای امپریالیست به کار می برند تا بتوانند کشورهای کوچکتر و ضعیفتر از خودشان را استعمار کنند. کُردها طی تاریخ از سوی قدرتهای استعمارگر به مثابه ابزاری برای استراتژی آنان مورد سوء استفاده قرار گرفته اند «اختلاف بیانداز تا بهتر حکومت کنی» روشی ست که در حال حاضر به کار برده می شود و ادامه دارد.

فرصت طلبی چپ های افراطی یا انقلابی های راستین ؟

طی مقاله ای در سال 2007، دانیل شور Daniel Schorr تحلیل گر بارز رادیوی آمریکائی NPR گفت که کُردها از مدتهای مدید پیش در جنگهای داخلی به ابزاری برای فرادستی منطقه تبدیل شدند [9]. امروز، کُردها مشخصاً در وسط یک جنگ برای نفود و تسلط بر خاورمیانه بین ایالات متحده و ایران قرار گرفته اند.

در سال 1973، رئیس جمهور ریچار نیکسون و وزیر امورخارجه اش هنری کیسینجر، به کمک سازمان سیا، شورش کُردها را در شمال عراق علیه رئیس جمهور صدام حسین تحریک کردند.

وقتی صدام و شاه ایران اختلافاتشان را حل کردند، ایالات متحدۀ آمریکا کُردها به سرنوشت غمناک خود رها کرد. شگفت انگیز تر از همه، فراموشکاری تاریخی کُردهاست که دوباره به ضرر خودشان به همکاری با واشنگتن تن در داده اند.

در جنگ خلیج (فارس)، پس از حملۀ عراق به کویت در سال 1990، جرج بوش پدر کُردها و به همین گونه شیعیان جنوب کشور را فراخواند تا علیه صدام دست به شورش بزنند. ارتش پیروزمند ایالات متحده به صدام اجازه داد که هلیکوپترهای محافظش را حفظ کند و او نیز از آنها به شکل گسترده برای سرکوب شورش کُردها و شیعیان استفاده کرد.

افکار عمومی ایالات متحده سرانجام دولت را مجبور کرد که برای حفاظت از این دو گروه اهرم منطقۀ پرواز ممنوع را در شمال و جنوب به کار ببرند. کُردها برای وفاداریشان به ایالات متحدۀ آمریکا باید بهای سنگینی می پرداختند، و دولت بوش با خودشیفتگی برجسته ای بخودش اجازه داد که به کردستان به اصطلاح خودمختار رویکرد و چگونگی مناسباتش را با همسایگان و به همین گونه با رقیب مهم ایالات متحده یعنی ایران دیکته کند [10]. ولی سرانجام، بنظر می رسد که کُردها دوباره به شکل گاز انبری در ستیزه جوئی بین ایالات متحدۀ آمریکا و ایران برای فرادستی در منطقه گرفتار آمده اند.

اندرو اگزوم Andrew Exum ، سرباز نگهبان (رنجر) ارتش ایالات متحده و مشاور پنتاگون در خصوص مسائل مربوط به خاورمیانه گفته است که «… این تصمیم، یعنی مسلح کردن گروهی که قویاً به سازمان تروریستی خارجی بستگی دارد، که علاوه بر این از ده ها سال پیش شورشهائی را علیه دولت ترکیه تأمین مالی می کند، تردید نداشته باشیم که به مناسبات ایالات متحدۀ آمریکا و ترکیه برای دهه های آینده اصابت خواهد کرد» [11]. دولت ترکیه مشخصاً یادآوری کرده است که شبه نظامیان کرد وابسته به حزب کارگران کُرد هستند، این گروهی که عموماً پ ک ک PKK نامیده می شود از دیدگاه ترکیه، اتحادیۀ اروپا و ایالات متحده به مثابه یک سازمان تروریستی شناسائی شده است.

در CIA Factbook بر اساس گمانه زنی تقریبی جمعیت مردم کُرد در ترکیه 14،5 میلیون، در ایران 6 میلیون و در عراق تقریباً 5 تا 6 میلیون و در سوریه کمتر از 2 میلیون نفر برآورد شده است، کل جمعیت کُرد نزدیک به 28 میلیون نفر در بطن این سرزمین که «کردستان» می نامند و در مناطق مجاور به سر می برند.

با وجود این، منابع دیگری اعلان کرده اند که 1200000 کُرد در سوریه بیشتر باقی نمانده، نتیجۀ این جنگی که هوشمندانه از سوی ناتو و هم پیمانانشان در خلیج (فارس) سازماندهی شده، تقریباً به همین تعداد طی 6 سال گذشته به آلمان مهاجرت کرده اند.

یادآوری نکتۀ مهمی را ضروری می دانم، زیرا باید بین کُردهائی که با کشور میزان سازگار شده اند و با ایجاد «کردستان» مخالفند، و دیگر کُردهائی که سر سختانه به کمک غرب و اسرائیل در پی بی ثبات سازی منطقه هستند تفکیک قائل شویم. بخشی از کُردهای سوریه و به ویژه آنانی که در مناطق خارج از حوزۀ کنترل کُردها به سر می برند، برای مثال در دمشق، به دولت سوریه وفادار باقی مانده و در سال 2014 اعلان کردند که به بشار اسد رأی داده اند. در این انتخابات آزاد و دموکراتیک بشار اسد با %88،7 آرا در مقابل دیگر نامزدهای ریاست جمهوری پیروز شد [12]. در آغاز جنگ در سوریه، در بطن ارتش سوریه مبارزان کُرد حضور داشتند و مثل اقوام دیگر جنگ افزار و حقوق دریافت می کردند. امروز فقط گروه اندکی از آنان در جنوب سوریه باقی مانده اند.

از سوی دیگر، در شمال، تعداد بسیاری از کُردهائی که صفوف نیروهای دموکراتیک سوری (FDS) به فرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا را با وجود اینکه جنگ افزار، آموزش و حقوق دریافت می کردند ترک گفته اند. سوری ها کُردهائی را که به کشورشان وفادار مانده اند و هیچ نسبتی با آنانی که آلت دست شده اند ندارند به چشم برادر و خواهر می نگرند.

اتحادیۀ گروه مزدور سوری، که بیشتر به نام FDS (نیروی دموکراتیک سوری) شهرت دارد، از سوی ایالات متحده اموزش دیده و جنگ افزار دریافت می کند. این گروه در حال حاضر برای آزادی سازی رقه آخرین پایگاه داعش بسیج شده است.

JPEG - 59.1 kb
[ تا ماه مه 2017، مجموع گروه های جهاد طلب و یا شورشی در سوریه، به علاوه گروه های کُرد زیر پرچم نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، در زمینۀ تجهیزات نظامی و آموزش از سوی ایالات متحده پشتیبانی می شدند. ولی به محض اینکه پشتیبانی ها تنزل یافت، این گروه ها نیز از یکدیگر جدا شدند.]

استقلال درنبود اتحاد

نکتۀ مهمی را که باید یادآور شویم این است که «کُرد» به اشخاصی اطلاق می شود که به زبانهای مختلفی حرف می زنند، گرچه منشأ یکسانی داشته باشد، ولی گویش های کردها بسیار متفاوت است. در ایران و عراق بین کردها به زبان کُردی سورانی حرف می زنند، در سوریه و ترکیه و مناطق کوچکی در مرز ایران و عراق گویش کرمانجی رواج دارد. سورانی از الفبای فارسی استفاده می کند و کرمانجی به الفبای لاتین نوشته می شود، یعنی موضوعی که به مانشان می دهد این زبانها یا گویش ها تا چه اندازه به دور از یکدیگرند.

دولت محلی کردستان عراق از افرادی تشکیل شده که به سوریانی حرف می زنند، در حالی که اعضای حزب کارگران کردستان و یگانهای مدافع خلق و دیگر گروه های ناسیونالیست در ترکیه و سوریه به زبان کرمانجی حرف می زنند. حتا اگر رابطه یا تشابهی بین زبانهای کردی و یا رویکردهای سیاسی بین احزاب سیاسی کُرد وجود داشته باشد، مرز بین آنان چندان مشخص نیست.

از سوی دیگر، ترکیه گرچه به فراخواستهای کُردهای عراقی واکنش منفی نشان نمی دهد ولی علیه فراخواستهای کُردهای ترکیه و سوریه قویاً واکنش نشان می دهد. تسهیل خودمختاری کُردهای عراق مناسبات ترکیه و ایالات متحده را تهدید نمی کند، ولی بر عکس تشویق ناسیونالیستهای کُرد سوری و ترکیه رابطۀ بین دو کشور را تنزل می دهد.

جستجوی استقلال جزء جدائی ناپذیر هویت کُرد است. با وجود این، همۀ کُردها خواهان کردستان متحد نیستند تا مردمان کُرد پراکنده در سطح چهار کشور مختلف و مستقل را گرد هم بیاورند.

بیشتر جریانها و احزاب سیاسی کُرد تمایلات میهن دوستانۀ کُردها را نسبت به کشوری که در آن زندگی می کنند خیلی جدّی می گیرند. بنظر می رسد که فراخواستهای کُردها در هر یک از این کشورها به بازشناسی فرهنگی و سیاسی محدود می شود.

کُردها، پراکنده در چهار گوشۀ خاورمیانه، هرگز از تمایلات گروه هایشان صرفنظر نکردند. گرچه بخشی از کُردها برای بدست آوردن حقوق و آزادی بیشتر سازمان و احزاب سیاسی قانونی تشکیل داده اند، امّا برخی دیگر مثل حزب کارگران کردستان PKK در ترکیه استراتژی جنگ چریکی و حملۀ تروریستی را برگزیده اند و غیر نظامیان و گاهی حتا هم میهنان خودشان را هدف می گیرند.

تنوع احزاب سیاسی کُرد حاکی از نبود سازش و همآهنگی در بطن جهان کُرد است که منشأ آن را غالباً باید در شکافهای قبیله ای، زبانی و ملّی جستجو کنیم و علاوه بر این رقابتهای سیاسی را نیز می توانیم به این مجموعۀ ناسازگار بیافزائیم. تنش بین دو حزب سیاسی اصلی کُرد در عراق، حزب دموکراتیک کردستان (PDK) و اتحاد میهنی کردستان (UPK) در میانۀ سالهای 90 به جنگ داخلی و به بهای جان 2000 نفر از آنان انجامید.

اختلافات کُردها با گسترش احزاب و سازمانها، و ایجاد انشعابات حزبی به فراسوی مرزهایشان در بطن کشورهای همسایه گسترش می یابد. در حال حاضر، اختلافات بین کُردهای سوریه و عراق بر سر مناسبات با ترکیه در چشم انداز خودمختاری مردم کُرد به تنش هائی انجامیده که از یکسو حزب دموکرات کردستان (PDK) در عراق و حزب دموکرات کردستان (PDK) در سوریه ، و از سوی دیگر حزب کارگران کردستان PKK و شاخۀ سوری آن حزب اتحاد دموکراتیک PUD را در مقابل یکدیگر قرار داده. با وجود این، گروه های کُرد رقیب وقتی که وضعیت ایجاب می کرده با یکدیگر همکاری کرده اند.

JPEG - 21.6 kb

گروه های کُرد در برخی موارد نه فقط با دولت خودشان بلکه با دولتهای همسایه وارد گفتگو شده اند که بعضاً به ضرر مناسباتشان با برادران خودشان بوده است. مناسبات پیچیده بین گروه های متنوع کُرد، بین خودشان و در رابطه با دولتهای منطقه همواره ناپایدار و اتحادهایشان نیز به همین گونه بر حسب تحولات سیاسی فانی بوده است. کارشناسان نبود اتحاد بین کُردها را علت اصلی ناتوانی آنان در تشکیل و بنیانگذاری دولت دانسته اند.

خواست بی فرجام استقلال قانونی و ناموجه کُردها

غربی ها ادعا می کنند که کُردها شایسته ترین و محترم ترین مبارزانی هستند که در خارمیانه علیه داعش می جنگند. ولی اگر به شکلی که ادعا می کنند هدف آنان مبارزه علیه داعش است، پس چرا علیه مردم سوریه نسل کشی به راه انداخته اند ؟ [13]

با توجه به چنین رویدادهائی، برای ما مشکل خواهد بود نظریۀ غربی ها را دربارۀ گروه های تروریستی کُرد باورکنیم و بپذیریم که هدفشان کمک به سوریه بوده است. زیرا در میدان واقعیات فرازهای شاعرانۀ غربیها که با سخاوتمندی تمام برای کسب اعتبار خودشان و پشتیبانی از سازمانهای تروریستی در رسانه ها منتشر می کنند با واقعیت عینی تطبیق نمی کند و تهی از مفهوم است. این تعبیر دروغین از وقایع هدفش تجهیز کُردهای سوریه برای بی ثبات سازی و تجزیۀ منطقه است.

جای شگفتی ست که می بینیم کُردها این همه علیه سوریهائی که آنها را با آغوش باز پذیرفته بودند دشمنی می ورزند. برای مثال اصلاحاتی که در سال 2012 در سوریه صورت گرفت برای کُردها امتیازاتی قائل شدند. به گزارش خبرگزاری جمهوری عربی سوریه (سنا SANA) «رئیس جمهور بشار اسد لایحه ای پیشنهاد کرد که بر اساس آن به افراد خارجی مقیم استان حسکه ملیت عرب سوری اعطا شود».

این لایحه یک هفته پس از آنکه اسد هیئتی را مأمور «حل مسئلۀ آمارگیری سازماندهی شده در سال 1962 در استان حسکه» نمود، شامل حال 300000 نفر از کُردها شد.

در ژانویه 2015، خبرگزاری جمهوری عرب سوریه (سانا SANA) به نقل از دکتر وائل نادر حلقی نخست وزیر سابق سوریه گزارش داد که : «کُردها کاملاً به جامعۀ سوری تعلق دارند و کوبانی یکی از شهرهای بسیار گرانقدر در قلب سوری هاست» [14] این بیانیۀ دکتر وائل نادر حلقی مربوط است به دیدار او با هیئتی از مقامات عالی رتبۀ کًرد. او در عین حال همگان را به دوری جستن از خشونت و گسترش دوستی تشویق کرد و یادآور شد که حل بحران سوریه تنها از راه «گفتگو و همبستگی ملّی» امکان پذیر است، و مشخصاً گفت که گفتگو باید بین «هم میهنان و جدا از وابستگی ها و مداخلات خارجی صورت بگیرد».

در سال 2014، طی گردهمآئی مدنی دموکراتیک کُردهای سوری اعلان کردند که پایداری ساکنان کوبانی در برابر تروریستها حاکی از تعلق آنان به سوریه است [15]. دبیر شورای عالی گردهمآئی اعلان کرد که پایداری تحسین برانگیز است ولی تلاش برای اخلال در سرزمین کُرد حاکی از توطئه برای گسترش هرج و مرج، تجزیه و تضعیف « محور مقاومت » می باشد.

و این نمونه ای ست از خواست دولت سوریه برای اتحاد مردمانی که در سرزمین سوریه زندگی می کنند. با وجود همۀ این تلاشهای نیک پندارانه، نیروهای دموکراتیک سوری ( FDS ) اتحاد با دشمنان سوریه را بجای همکاری با ارتش سوریه انتخاب کردند.

بر اساس قرارداد جدیدی که به ابتکار ایالات متحده بین گروهی از ارتش آزاد سوریه و نیروهای دموکراتیک سوری ( FDS ) به فرماندهی کُردها به توافق رسید، موجب شد وضعیتی فراهم آید تا بریگاد معتصم (ارتش آزادی سوریه) 11 دهکدۀ شمال سوریه را به راحتی تحت کنترل خود بگیرند. محتوای این توافق بی سابقه در 10 مه 2017 اعلان شد. اتحادیه بفرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا بریگاد معتصم را به نام خود به مثابه مسئول رسمی این دهکده ها برگزیده است.

JPEG - 53.3 kb

معتصم به مثابه یکی از متحدان قدرتمند ایالات متحدۀ آمریکا شناخته شده است، و این دلیلی ست که براساس آن برای چنین مسئولیتی انتخاب شده است : دلیلی بیشتر برای اتحاد بین ایالات متحدۀ آمریکا، نیروهای دموکراتیک سوری و ارتش آزاد سوریه. این همکاری را باید به معنای تلاش برای جلوگیری از پیشرفت ارتش عرب سوریه و متحدانش تلقی کنیم.

(ادامه در بخش دوم…)

سارا عابد

ترجمه توسط 
حمید محوی

[2] “Surprising Ties between Israel and the Kurds”, Ofra Bengio,Middle East Quarterly, Summer 2014 (Middle East Forum).

[3] “U.S., allies rush heavy weapons to Kurds to fight militants in Iraq”, David S. Cloud & Brian Bennett, Los Angeles Times, August 11, 2014. “Trump to Arm Syrian Kurds, Even as Turkey Strongly Objects”, Michael R. Gordon & Eric Schmitt, The New York Times, May 9, 2017.

[4] “Trump Approves Plan to Arm Syrian Kurds”, Courtney Kube,NBC News, May 9, 2017.

[5] “Syria’s Kurdish Militias Get 50 Trucks With US Armored Vehicles, Munition”, Sputnik, June 17, 2017.

[6] “پروژه های کردستان”, بوسيله ى تی یری میسان‬, ترجمه آمادور نویدی, شبکه ولتر, 21 سپتامبر 2016, www.voltairenet.org/article1…

[7] “Syrian Kurdish PYD co-leader dismisses possibility of ‘being used as pawns’”, Kom News, April 16, 2017.

[8] “Middle-East – the Kurdish people used as a pawn by the Western powers”, Class Struggle 103, Winter 2014, (International Communist Union).

[9] “Kurds Often Used as Pawns in Power Struggles”, Daniel Schorr,NPR, January 15, 2007.

[10] “The Kurds as Charlie Brown”, Daniel Schorr, Christian Science Monitor, January 19, 2007.

[11] “Trump Moves To Defeat ISIS By Arming Syrian Kurds”, Jack Davis, Western Journalism, May 10, 2017.

[12] “سرانجام مردم سوریه حرف زدند ”, بوسيله ى تی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 9 ژوئن 2014, www.voltairenet.org/article1…

[13] “ایالات متحده و اسرائیل کلونیزاسیون شمال سوریه را آغاز کردند”, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 2 نوامبر 2015,www.voltairenet.org/article1…. “U.S. Coalition Cleansing Raqqa Of Arabs To Expand Kurdish “Autonomous Region””, Mint Press, June 20, 2017.

[14] “Premier al-Halqi : Kurds are integral part of Syrian society”,Sana, January 29, 2015.

[15] “Civil Democratic Gathering of Syrian Kurds: Ayn al-Arab will continue to raise the Syrian flag”, Sana, October 31, 2014.

 

منتشرشده در تازه ترین, روزنامه نگاران, ناسیونالیسم | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کُرد اسطورۀ «شورشی میانه رو» ۳(۳)

فصل ۳(۳) بوسيله ى سارا عابد 

مفسر سیاسی و روزنامه نگار مستقل

در این سومین و آخرین بخش از بررسی طرح ایجاد یک دولت کُرد خارج از کردستان تاریخی و با خسارت آوردن به مردم عرب و مسیحی، سارا عابد مشاهدات دهشتناکی را مطرح می کند. این مقاله می تواند نزد برخی از خوانندگان ما طرفدارانه بنظر رسد، با وجود این همۀ گزارشات از اعتبار کافی برخوردار بوده و صحت آنها به سادگی اثبات پذیر است.

ولترشبکه 

این متن به شرح زیر است:
- “کُردها، سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه”, بوسيله ى سارا عابد , ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 18 سپتامبر 2017,www.voltairenet.org/article1…
- “«رابط کُرد» : تلاش های اسرائیل، داعش و ایالات متحدۀ آمریکا برای بی ثبات سازی ایران”, بوسيله ى سارا عابد , ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 28 سپتامبر 2017, www.voltairenet.org/article1…

کُردها و آشوری ها : تنش های قدیمی به روز شده

بخش مهمی از آنچه کُردها به مثابه فرهنگ خاص خودشان معرفی می کنند و مدعی آن هستند از فرهنگهای قدیمی تر به عاریت گرفته شده، از جمله آشوری ها، ارمنی ها و کلدانی ها. در واقع، بخش مهمی، اگر نگوئیم کل سرزمینی که در شرق ترکیه به فراخواست کُردها تعلق دارد و مدعی آن هستند در گذشته به ارمنی ها تعلق داشته است. به سادگی درمی یابیم که به چه علتی کُردها در کشتار جمعی آشوری ها و سپس ارمنی ها در سال 1915 بدست تُرکها [1] شرکت داشته اند [2].

گروهی از مردم قربانیان کشتار جمعی ارمنی ها در سال 1915
را در دیرالزور، سوریه به تاریخ 1938 از زمین بیرون می کشند.
(انستیتو موزۀ کشتار جمعی ارمنی ها)
© Musée-Institut du Génocide Arménien

 

 

 

 

 

این رویداد به نام « سال شمشیر» نیز شهرت دارد، این کشتار جمعی مسیحیان ساکن امپراتوری عثمانی را طی جنگ جهانی اول در سال 1915 هدف گرفته بود [3] و تا %75 موجب کاهش جمعیت آشوری ها شد.

در دشت نینوا، در شمال عراق، کُردها در شهرها زندگی می کنند. یکی از این شهرها دُهوک (یا دَهوک به معنای دهکدۀ کوچک) است که در گذشته آشوری ها آن را ناهودرا می نامیدند، و این شهر از وقتی که کُردها اخیراً در آنجا ساکن شدند به آنان تعلق گرفت. ولی اگر فقط به شاخص هویت فرهنگی و اصالت تاریخی به قدمت چندین هزار سال اتکا کنیم، این سرزمین ها همیشه به آشوری ها تعلق داشته است. ولی این سرزمینها را در سالهای 70 به کُردها اهدا کردند، زیرا هدف این بود که توجه کُردها را از شهر کرکوک (شهر عراقی) و پیرامون آن که غنی از منابع نفتی ست منحرف کنند. با چنین هدفی، مهاجرت کُردها به دُهوک صورت گرفت و موجب جابجائی بعضاً اجباری آشوریها شد، در نتیجه فراخواست آشوریها از دیدگاه حقوقی و تاریخی خیلی موجه تر بنظر می رسد.

این تاکتیکی ست که عموماً از سوی کُردها به کار بسته می شود تا به «تلاش مقدس» خودشان برای ایجاد دولت مستقل قانونیت ببخشند، یعنی چیزی که هرگز در تاریخ وجود نداشته است. تاکتیک چنین است که هر کجائی که در دوره ای خاص کُردها به آنجا سرازیر شده و انتقال یافته اند را «کردستان» می نامند. ولی چنین امری برای ادعای حق مالکیت سرزمین کافی نیست.

در آغاز سالهای 70، کُردهای نینوا به ایفای نقش «مُهرۀ» بازی در خدمت منافع ایالات متحدۀ آمریکا خو گرفتند. در این وضعیت بود که به کشور میزبان خود خیانت کردند، و با میانجیگری شاه ایران که به سهم خود نقش عروسک خیمه شب بازی آمریکا را به عهده داشت مسلح شدند و علیه دولت مرکزی دست به شورش زدند.

دولت عراق آنان را از سرزمینهائی که اخیراً تصرف کرده بودند بیرون راند. عراق و ایران نیز در عرصۀ دیپلماتیک با هم سازش کردند. و نتیجه این شد که بقول ضرب المثل معروف «سرشان کلاه رفت» و در دامی افتادند که ازاین پس باید به سناریوی تکراری تبدیل می شد.

پدیدۀ تقریباً مشابهی در سالهای 90-80 روی داد، یعنی وقتی که طی نخستین جنگ خلیج (فارس) منطقۀ ممنوع پرواز به نفع کُردها تمام شد و برای آنان پشتیبانی و حفاظت به ارمغان آورد.

چریکهای حزب دموکراتیک کردستان پس از خارج کردن پایتخت «کُرد» از دست رقیبشان اتحاد ملی کردستان در اوت 1996 از دروازه های اربیل در عراق محافظت می کنند، در اول سپتامبر 1996. نیروهای رئیس جمهور عراق صدام حسین به اربیل حمله کردند و اتحاد ملی کردستان را بیرون راندند و به این ترتیب شرایط استقرار حزب دموکراتیک کردستان فراهم آمد. درگیری های داخلی 20 میلیون از جمعیت کُرد را که در مناطق کوهستانی در نقطۀ اتصال مرزی سوریه، ترکیه، ایران، عراق، ارمنستان و آذربایجان به سر می بردند در شرایط بسیار بدی قرار داد.
© Anatolie

«با وجود اینکه کُردها طعم ستم ترکها را چشیده بودند، در منطقۀ کردستان شمال عراق دولت اقلیم کردستان(GRK) به همان شیوه ای دست زد که دولت ترکیه طی 90 سال علیه کُردها و آشوریها به کار برده بود. گزارشات حاکی از اعمال بی عدالتی فزاینده نسبت به آشوری ها در «کردستان» خودمختار عراق است. ما شاهد اذیت و آزار دائمی و سازماندهی شده به پشتیبانی مقامات کُرد هستیم. هدف همانی ست که ترکها در گذشته پی گیری می کردند، یعنی به زیر سلطه آوردن و یا اخراج آشوریهائی که طی 7000 سال در این سرزمینها زندگی کرده بودند، همان گونه که اوژین هنینک Augin Haninke در مقاله اش نوشته است : «کُردها، قربانی و دژخیم آشوریها» [4].

همانگونه که ویدئوی بالا توضیح می دهد، نیروهای امنیتی کُرد در سوریه فرماندۀ نظامی آشوری دیوید جیندو David Jindo را شکنجه و سپس به قتل رساندند در حالی که برای همکاری برایش دعوتنامۀ فرستاده بودند، ولی در واقع دامی بود که پیش پای او گسترده بودند. این نوع شیوه های توطئه آمیز در تاریخ بی بدیل نیست و یادآور قتل اسقف سیمون نوزدهم بنیامین به دست اسماعیل آقا سیمیتکو می باشد که او را به خانه اش دعوت کرده بود (مترجم : اسماعیل سیمیتکو یا اسماعیل آقا شکاک معروف به سمکو شکاک رئیس ایل شکاک در منطقۀ مرزی ایران و ترکیه بود… در 30 تیر 1309 به دست رضا شاه به کشته شد. مراجعه شود به ویکیپدیا)دولت اقلیم کردستان در شمال عراق اعلان کرد که 25 میلیارد دلار بدهکار است، گرچه علاوه بر فروش نفت کمکهای خارجی معنی داری نیز دریافت کرده بود [5]. در نتیجه ضروری ست تا درجۀ بزهکاری موجود در دولت کُرد را نیز به دلیل وضعیت اعلان شده به پرسش بگیریم. پیامد چنین امری چنین است که سازمان های کوچک خیریه به حال خود واگذار شده اند، با وجود این، در مورد تسهیل و پخش کمک به آشوری ها و یزدانی ها به اختیارات حقوقی دولت اقلیم کردستان تعلق دارد.

 

 

 

 

 

«میان رودان مهد تمدن» جملۀ مشهوری ست که در تابلوی بالا تعبیر تحریف شده اش را می بینیم : «کردستان مهد تمدن». این تابلو در سایت تاریخی آشوری خنس در شهر دُهوک واقع شده. از این نوع مکانهای تاریخی خیلی وجود دارد و غالباً طعمۀ بزهکاری می شود.

در سال 2011 امام های دّهوک کُردهای سنی مذهب را فراخواندند تا کلیساها و فروشگاه های مسیحی را تخریب کنند. در نتیجه، فروشگاه ها مورد حمله قرار گرفتند، کلوپها توسط گروه های سدها نفره          zzzzzzzzzzzz       به محاصره درآمدند. گروه های مهاجم با سلاح ها کمری هتل ها و رستوران ها را تاراج کردند [6]. (ویدئوی زیر را ببینید)

در این سال های گذشته، کُردها در مناسباتشان با اقلیت ها، ازجمله با مسیحیان به علاوه آشوری ها و حتا یزدانی ها، به شیوۀ بزهکارانه ای رفتار کرده اند. این جنایات همان گونه که می توانیم در تصویر زیر ببینیم به شکل گسترده از چهارچوب رویزیونیسم تاریخی پا فراتر می نهد. رویداد مشابهی در آغاز قرن نوزدهم به وقوع پیوست و آن نیز وقتی بود که کُردها به شمال سوریه پناهنده شدند و عرب ها و آشوری ها را از چندین شهر بیرون راندند.

کُردها به داعش اجازه دادند که آشوری ها را قتل عام کنند

در ژوئیۀ 2014، وقتی داعش شروع به نفوذ در خاک عراق کرد، حزب دموکراتیک کردستان (PDK) آشوری ها را دائماً خلع سلاح می کرد تا بعداً از آنها برای نبردهای خودشان استفاده کنند.

راهنمای خلع سلاح که از سوی دولت اقلیم کردستان GRK در شهرهای آشوری در دشت نینوا منتشر شد.

اعلامیه هائی منتشر می شد و تهدید می کرد که آنانی که سلاح هایشان را تحویل ندهند شدیداً مجازات خواهند شد و در ازای آن پیشمرگها به مردم اطمینان می دادند که از آنان محافظت خواهند کرد.

ولی با پیشرفت و گسترش نیروهای داعش، پیشمرگها سلاح ها را توقیف کردند و مثل ارتش عراق پا بفرار گذاشتند. این وضعیت موجب شد که آشوری ها و یزدانی ها (یا ایزدی ها) در مقابل جهاد طلبان بی دفاع بمانند. حتا برخی گزارشات نشان می دهد که پیشمرگان یزدانی هائی را که می خواستند با سلاحهایشان فرار کنند مورد اصابت گلوله قرار می دادند و جلوی فرار آنان را می گرفتند.

حیدر ششو یکی از فرماندهان یزدانی ها موفق شده بود از طریق دولت عراق به تعدادی اسلحه دست یابد، ولی مقامات حزب دموکرات کردستان او را به جرم تشکیل گروه شبه نظامی «غیر قانونی» باز داشت کرد.

این صحنه در سرتاسر کشور تکرار شد و سرانجام به نقل از راویان اخبار موجب شد که بیش از 150000 آشوری به زور از سرزمین آبا و اجدادی خود و از دشت نینوا رانده شوند.

بی گمان در این رویداد چیزی بجز توطئۀ رهبران کُرد نمی بینیم که هدفشان پاکسازی قومی و تخلیۀ منطقه از ساکنان غیر کُرد با استفاده از مداخلۀ یک نیروی خارجی (تروریستهای داعش) به کمک ایالات متحدۀ آمریکا بود تا سرزمینهایشان را تصرف کنند : بخوانید «سرزمینهای کُرد را آزاد کنند».

در 13 آوریل 2016، نیروهای امنیتی کُرد مانع تظاهرات سدها نفر از آشوریها در مقابل پارلمان دولت اقلیم کردستان شدند. این تظاهرات به هدف اعتراض به مصادرۀ زمین های آشوریها بدست کُردها در شمال عراق سازماندهی شده بود.

گزارشات متعددی نشان می دهد که اعلامیه ای که جلوی پارلمان بریتانیا توسط اسیر سابق یزدانی، سلوآ خلف راشو Salwa Khalaf Rasho ایراد شد، حاکی از این امر است که پیشمرگانی که می خواستند پیش از یزدانی ها فرار کنند، درخواست شهروندان غیر نظامی یزدانی ها را برای حفاظت و یا حفظ سلاح هایشان مردود دانستند. پیشمرگان حتا به یزدانی ها توصیه کردند که بنفع آنان است که به خانه هایشان بازگردند زیرا در آنجا از آنها دفاع خواهد شد.

برخی پیشمرگان در مقابل اعتراضات بیش از پیش پر تحرک، سرانجام به روی یزدانی ها آتش گشودند تا کاروانشان بی هیچ مانعی عبور کند. یزدا Yazda سازمانی ست که برای بازشناسی کشتار جمعی یزدانی ها مبارزه می کند، در ماهنامۀ خود در ژانویۀ 2016 نوشت : «اگر [یزدانی ها] حتا برای یک روز حفاظت شده بودند، می توانستند در امنیت کامل منطقه را ترک و از کشتار و اسارت و بردگی شان بدست داعش اجتناب کنند».

آنچه در اینجا از نظرتان می گذرد گزیده ای ست از شکایات راشو Rasho در مجلس عوام بریتانیا که پس از رهائی از چنگ داعش طی هشت ماه بردگی و تحمل تجاوز و چندین ارتکاب به خودکشی درخواست کمک کرده است [7].

«نام من سلوآ خلف راشو Salwa Khalaf Rasho، متولد سال 1998 و در کلاس سوم دبیرستان بودم و زندگی ساده و فروتنانه ای را در کنار خانواده ام می گذراندم تا اینکه داعش در روز 3 اوت 2014 به شنگال (در استان نینوا در شمال باختری عراق) حمله کرد. به این شهر، شنگال خیلی دلبستگی داشتم. در فضائی آمیخته به مدارا نسبت به اعضای جامعه مستقل از رسوم، آئین، ایدئولوژی یا دین بزرگ شده بودم زیرا ارزشهای مذهبی ام مرا از نفرت ورزی نسبت به دیگران و تبعیض باز می داشت.»

در واقع شنگال برای سنت مدارا و تنوع قومی شهرت خاصی داشت. ولی آنچه روی داد غافلگیرانه و شوک آور بود، زیرا ما داعش را به مثابه برادران خودمان تلقی می کردیم. من از قبیله های عرب دهکده هائی که در شگال بودند حرف می زنم. ناگهان این قبیله ها به داعش پیوستند و به هیولا و گرگ تبدیل شدند و زنان و کودکان یزدانی ها را به اسارات و بردگی کشیدند و مردان را نیز به قتل رساندند [8].

در شهر من تقریباً 9000 پیشمرگ حضور داشت که سلاح های متنوعی در اختیار داشتند و به ما گفتند که : «ما از شما محافظت خواهیم کرد و از شگال دفاع می کنیم. داعش برای ورود به شهر باید از روی جسد ما عبور کند. ما تا آخرین نفس از شگال دفاع خواهیم کرد.»

متأسفانه، پیشمرگان بی آنکه مقاومتی از خود نشان دهند از مقابل داعش گریختند، و بی آنکه به مردم اطلاع رسانی کنند تا ما بتوانیم از گرفتار آمدن به چنگ هیولای داعش اجتناب کنیم. ولی زن و کودک را به سرنوشت شوم خود سپردند و رها کردند. مثل دیگران، من به همراهی افراد دیگری تلاش کردیم به مناطق کوهستانی فرار کنیم.»

نقض حقوق بشر

با آگاهی به این جنایات، به سادگی پی می بریم که چرا کُردها غالباً به تحریف تاریخ مبادرت می ورزند و تاریخ عرب، آشوری یا ارمنی را به نفع خود تعبیر می کنند، و وقتی از این کار باز می مانند سعی می کنند هر گونه نشانه و اثری از گذشته را از بین ببرند، در این زمینه مثل داعش عمل می کنند.

هر بار که کردها در حملاتشان علیه ترکیه نا امید شده اند، به سوریه مهاجرت کرده اند و سپس مدعی شده اند که این سرزمینها به آنان تعلق دارد. برای مثال، در شهر عین العرب به همین شیوه دست زدند و آن را «کوبانی» نامیدند. این کلمه از نام یک «کمپانی» منشأ می گیرد و نام یک کمپانی راه آهن آلمانی ست که ساخت خط راه آهن قونیه/بغداد را به عهده داشت. کُردها شهر سوری قامیشلی را «قامشلو» « Qamišlo » نامیدند و آن را پایتخت خود اعلان کردند [9].

بد نیست بدانیم که کُردها حتا در سرزمینهائی که در شمال سوریه مدعی آن هستند اکثریت را تشکیل نمی دهند. برای مثال، در استان حسکه %30 تا %40 جمعیت را تشکیل می دهند. این ارقام از آغاز جنگ علیه سوریه دائماً رو به کاهش داشته، زیرا بسیاری از کُردها به کشورهای اروپائی مهاجرت کرده اند. اغلب آنان به آلمان مهاجرت کرده اند، و تقریباً جمعیتی معادل 1200000 نفر را تشکیل می دهند که اندکی کمتر از شمار آنان در سوریه است. با وجود این، بنظر نمی رسد که آنجا در پی کسب خود مختاری باشند، بلند پروازی آنان فقط به کشورهای میزبانشان در خاورمیانه محدود می شود، یعنی بجای سپاسگذاری از این کشورها در پاسخ به مهمان نوازیشان می خواهند از پشت به آنها خنجر بزنند.

برای بسیاری از دعاوی عفو بین الملل در نبود بیانیه های دیگری که آنها را تأیید کند نمی توانیم اعتبار قائل باشیم [10]. با وجود این، در برخی موارد حقیقت دارد، برای مثال وقتی پروندۀ مربوط به سال 2015 را بیرون می کشند که یگانهای مدافع خلق YPG را متهم به نقض یک سری نقض حقوق بشر دانسته اند [11].

یک سازمان غیر دولتی نوشته است « این اتهامات به ویژه مربوط است به انتقال ساکنان با اعمال زور، تخریب خانه ها، و به همین گونه سرقت و تخریب اموال»، «در برخی موارد دهکده ها کاملاً تخریب شده است. این دهکده ها به عرب ها یا ترکمن هائی تعلق داشته که ساکن آنجا بوده و با دولت اسلامی و یا دیگر گروه های مسلح مستقل همکاری کرده اند. تخریب خانه هایشان به بهانۀ همکاریهایشان صورت گرفته.» عفو بین الملل به نقل از لاما فقیه مشاور با تجربۀ برنامۀ مدیریت بحران در عفو بین الملل، اعلام کرده است که از کودک-سرباز استفاده کرده اند.

کُردها می گویند که «کردستان» آنان چند فرهنگی با مذاهب متعدد است، در حالی این گونه دعاوی دروغپردازی محض است به این علت که دیگران مردمانی هستند که پس از اینکه زمینهایشان را به زور تصاحب کردند در فاصله از جامعۀ کُرد زندگی می کنند. این افراد احتمالاً می توانند خیلی بهتر دربارۀ تحولات کشورشان و تبدیل آن به «کردستان» مستقل حرف بزنند، ولی به دلیل انتقال مردمان منطقه در اقلیت هستند.

چرا کُردها فاقد دولت هستند ؟

بخش خاور میانه در توافق نامۀ سایکس-پیکو که رسماً «توافق نامۀ آسیای صغیر» نامیده شده، به توافقات سرّی مربوط می شود که در سال 1916 توسط بریتانیا و فرانسه با توافق امپراتوری روسیه به امضا رسید [12]. توافق نامه مرزهای کشورهائی مانند سوریه، عراق و اردن را تعیین و تثبیت کرد، کُردها تأثیر چندانی نداشتند. غایت اصلی این توافقات برای امپراتوری های استعماری فرانسه و بریتانیا حفظ نفوذ و برتری آنان بود. کُردها نتیجه گرفته بودند که سرزمینی به آنان واگذار خواهد شد، ولی در آخرین دقایق حذف شدند.

تاریخ کُرد در قرن بیستم متأثر از پیدایش فزایندۀ احساس ملی کُرد برای ایجاد دولت مستقل مطابق بر معاهدۀ سور (traité de Sèvres) در سال 1920 است. کشورهائی مانند ارمنستان، عراق، و سوریه در وضعیتی بودند که به استقلال دست یافتند، ولی ایجاد «کردستان» با منافع دولت جدید ترکیه که بدست مصطفی کمال آتاتورک بنیانگذاری شده بود تطبیق نمی کرد. در نتیجه کردستان هرگز وجود نداشته است.

در 28 مارس 1991، پس از بمباران توسط ارتش عراق برای خارج کردن منطقه از دست شورشیان کًرد، کُردها کرکوک را به مقصد اربیل ترک کردند.

یگانه مناطقی که در خاور میانه کُردها موفق شدند چیزی شبیه خود مختاری بدست آورند به نام دولت اقلیم کردستان در عراق بود که حفاظت از اقلیتها مبتنی بر قانون جدید را تضمین می کند– و اسرائیل [13].

فقدان تناسب بین مناطقی که کُردها در آنجا مستقر شده اند و مرزهای سیاسی و دولتهای منطقه جملگی عواملی را تشکیل می دهد که مانع توافق و حل مسئلۀ کُرد شده است. با وجود این، معاهدۀ سور به اجرا گذاشته نشد و معاهدۀ لوزان Lausanne را جایگزین کردند. مرز کنونی بین عراق و ترکیه در سال 1926 تعیین وتثبیت شد. گرچه مبنی بر مادۀ 63 معاهدۀ سور حفاظت از اقلیتهای آشوری و کلدانی به روشنی تضمین شده است، ولی این موضوع در معاهدۀ لوزان حذف شد.

لازم به یادآوری ست که کُردهای عراقی در سرزمینی مستقر شدند که دارای منابع سرشار از نفت است [14]. استان حسکه در سوریه که کُردها به شکل ناموجه و خود سرانه آنجا را پایتخت خودشان اعلان کردند : قامیشلی سرشار ترین منابع نفتی سوریه را تشکیل می دهد. در نتیجه جای شگفتی نیست که می بینیم ایالات متحده این همه روی کُردها سرمایه گذاری می کند.

رفتار خشونتبار و غیر اخلاقی علیه اقلیتها به ویژه علیه مسیحیان

به گزارش روزنامۀ کُرد انترنتی «رووداو» در مقاله ای که در سال 2014 منتشر شد، «احمد تُرک» سیاستمدار کُرد ترکیه اظهار داشت که کُردها به سهم خود در « کشتار جمعی ارمنی ها» مسئول بوده اند و از جامعۀ ارمنی درخواست بخشایش کرد و گفت : «از والدین و پدر بزرگهای ما علیه آشوریها و یزدانی ها و به همین گونه علیه ارمنی ها سوء استفاده کردند. نیاکان ما این مردم را مورد آزار قرار دادند و دستهایشان به خون آغشته است. در جایگاه وارث این رویدادهای تاریخی، ما درخواست بخشایش می کنیم» [15].

کُردها طی قرنها گروه های اقلیت را مورد اذیت و آزار قرار داده و علیه آنان دائماً به کشتار جمعی ارتکاب ورزیده اند. محاسبۀ این جنایات بین 1261 و 1999 در «کشتار جمعی علیه ملت آشوری» به ثبت رسیده است.

در سال 1261 میلادی طی آن رویدادی که «ظهور کُردها» نامیده شده، هزاران آشوری از دهکده های دشت نینوا، بغدیدا، برطله (قاراکوش)، بدنا، بشیرا و کرملیس برای اجتناب از مهاجرت عظیم کُردها به سوی شهر اربیل فرار کردند. شاه صالح اسماعیل به خیلی از کُردها دستور داده بود که از کوهستانهای ترکیه به دشت نینوا بروند. دهکده های آشوری در این دشتها غارت شد و هزاران آشوری در گریز به اربیل از دم تیغ کُردهای تازه از راه رسیده گذشتند و به مقصد نرسیدند. یک صومعه در بغدیدا تخریب شد و راهبه هائی که در آنجا زندگی می کردند به قتل رسیدند. مقاله ای که در سال 1915 در نیویورک تایمز منتشر شده می گوید که مسیحیان به شکل جمعی توسط تُرکها و کُردها به قتل رسیده اند.

قبایل کُرد در ترکیه، سوریه و ایران طی جنگ جهانی دائماً با حملات شبه نظامی به همسایگان حمله کرده اند. کُردها با وفاداری به سنت قدیمی شان که عبارت است از قانونیت بخشیدن به غارت دهکده های مسیحی، مسئول بسیاری از جنایات علیه آشوری های مسیحی هستند. در سال 1918 یکی از رؤسای قبیلۀ ترک اسقف کلیسای آست را طی دعوت به گفتگو پای میز گفتگو به قتل رساند که سرانجام به کشتار جمعی مسیحیان انجامید.

تبانی کُردها در کشتار جمعی ارامنه

کشتار جمعی ارامنه طی جنگ جهانی اول روی داد و در دو مرحله به اجرا گذاشته شد : حذف مردان سالم یعنی کشتار آنان و یا تحمیل بیگاری به مشمولین خدمت سربازی، سپس انتقال زنان و کودکان، سالخوردگان و معلولین به راهپیمائی اجباری در بیابانهای سوریه [16]. راهپیمایان توسط نیروهای نظامی همراهی می شدند و محروم از خوراک و آب دائماً مورد تجاوز قرار می گرفتند و یا به قتل می رسیدند.

بومیان دیگر و گروه های اقوام مسیحی، مثل آشوری ها و یونانیان پنتوسی طعمۀ کشتار جمعی بدست دولت عثمانی بودند و تاریخ شناسان شیوۀ به کار بسته شده در نسل کشی را مشابه نسل کشی ارمنی ها شناسائی کرده اند. پس از وقوع نسل کشی، جامعۀ ارمنی به اطراف و اکناف جهان مهاجرت کردند. در استانهای غربی، ارمنی ها متحمل بوالهوسی های همسایگان ترک و کُرد شدند که مالیاتهای سنگینی را به آنان تحمیل می کردند، زور گیری مسلحانه و گروگان گیری نیز علیه مسیحیان رواج داشت تا آنان را به دین اسلام بگروانند و از سوی دیگر، بهره برداری خارج از اقتدار مرکزی یا محلی نیز بیداد می کرد.

زیر فشار رهبران عثمانی، رؤسای قبایل کُرد استانهای جنوبی را با ارتکاب به تجاوز، قتل و غارت در هم نوردیدند. و این اعمال را در سرزمینهائی مرتکب شدند که تا پیش از این طی قرون متمادی در کنار ارمنی ها و دیگر اقوامی که مسلمان نبودند با همۀ پستی و بلندی های زندگی به سر برده بودند. هنری مورگانتو Henry Morgenthau [17] در مقام سفیر ایالات متحدۀ آمریکا که هنگام وقوع رویدادها در کنستانتینوپول حضور داشته در کتاب «تاریخ سفیر مورگانتو» در خاطرات دهشتناکش به سال 1918 از تبانی کُردها به تفصیل یاد کرده است :

«کُردها از کوههایشان به پائین سرازیر می شدند. به دختران جوان حمله می کردند، چادرهایشان را بر می گرفتند و زیباترینها را به کوه و تپه می بردند. کودکان را گروگان می گرفتند و سر راهشان با بی رحمی تمام هر کسی را می توانستند سر کیسه کنند. با ارتکاب به چنین بزهکاریهائی، کُردها به رایگان دست به قتل می زدند، و فریاد زنان و سالخوردگان وحشت عمومی را دامنه دارتر می کرد [18].

تبعیض نسبت به کُردهای فِیلی در عراق

ضروری ست تا یادآور شویم که کُردهای دیگری نیز وجود دارند که خطاهائی را که پیش از یادآور شدیم نباید به آنان نسبت دهیم. گروهی از کُردهائی هستند که در جامعۀ میزبان مستقر شده اند و نظریات جدائی طلب نزد هم کیشان خود را مردود می دانند. این کُردها به مسائل و مشکلات خاص کشوری که در آن زندگی می کنند می پردازند، و خواهان ایجاد «کردستان» متحد شده در بطن چهار کشور نیستند و آن هم به بهای بالکانیزه کردن منطقه، غارت، کشتار جمعی و نسل کشی یا دیگر اعمال غیر انسانی که پیش از این یادآور شدیم.

در واقع این گروه از کُردها آماج تبعیض و لعن و نفرین گروه های کُرد جدائی طلب قرار می گیرند زیرا از طرح آنان برای ایجاد دولت مستقل پشتیبانی نمی کنند. کُردهای فِیلی شمال عراق نمونۀ بارز این دسته کُردها هستند [19]. بسیاری از آنان مخالف همه پرسی اعلام شده در 7 ژوئن 2017 از سوی دولت اقلیم کردستان عراق برای اعلان استقلال هستند، زیرا از پیامدهای گسترش یابندۀ آن طی بحرانی که در جریان است می هراسند.

نخست وزیر عراق حیدر آبادی موضوع گیری رسمی دولت عراق را در 18 ژوئن اعلان کرد [20] : «همه پرسی در منطقۀ کردستان دربارۀ جدائی غیر قانونی و دولت فدرال از آن پشتیبانی نخواهد کرد، هیچ بودجه ای را نیز به این امر اختصاص نخواهدا داد و در آن شرکت نخواهد کرد.»

ایالات متحده [21] و همسایگان عراق، ترکیه، ایران [22] و سوریه با تجزیۀ مرزی کشور مخالف هستند [23].

فواد علی اکبر عضو فِیلی در شورای استان بغداد، به المونیتور گفت : «کُردهای شیعه هستند… نه شیعیان و نه کُردها توجهی به آنان نشان نداده اند. اغلب فِیلی ها میانه رو هستند و فرهنگهای متنوعی را در خود جای داده، به همین علت نتوانستند اعتماد کُردهای دیگر و شیعیان را جلب کنند، به دلایل قومی و تمایلات فرقه گرای این گروه ها، نخواستند به آنان اجازه دهند که هویت ثابتی بدست آورند و از همان حقوقی برخوردار باشندکه دیگر شهروندان عراقی از آن برخوردارند.»

حسن عبدعلی فعال فِیلی گفت : «ما کُردهای فِیلی خودمان را عراقی اصیل می دانیم. ما ریشه های عمیق تاریخی و اجتماعی در عراق داریم. ما در قیام رهائی بخش عراق علیه بریتانیائی ها از کشور و ساکنانش پشتیبانی کردیم، و در اقدامات کُردها و انقلابهای شیعیان و به همین گونه در جنگ علیه دولت اسلامی شرکت کردیم. و از سوی ناسیونالیستهای عرب و کُرد مورد تعرض قرار گرفتیم» [24].

علی اکبر نیز به المونیتور گفت : «اکثر فراخواستهای فِیلی مربوط است به قابلیت احتمالی جابجائی، تلفات، مصادرۀ ذخیرۀ اقتصادی و غارت سیستماتیکی که در صورت اعلام استقلال کردستان متحمل خواهند شد، و به همین گونه پیامدهای منازعه بین دولت بغداد و دولت اقلیم کردستان که آنان را تهدید خواهد کرد».

سارا عبدل وحید Sara Abdel Waid رئیس گروه پارلمانی وابسته به گوران (حزب سیاسی کُرد عراقی) طی یک گردهمآئی مطبوعاتی به همراهی نمایندگان فِیلی و پارلمانی اعلان کرد : «همه پرسی که باید در ماه سپتامبر در کردستان برگزار شود، همه پرسی جانبدارانه بوده و نمی تواند نمایندۀ خواست مردم کُرد باشد، به این علت که از مؤسسات قانونی ملی منشأ نمی گیرد.»

نژادپرستی کُردها علیه عرب ها و به ویژه علیه سوری ها

روزنامه نگار تحقیقاتی برونو جانتی Bruno Jantti در حالی که دربارۀ داعش تحقیق می کرد، آنچه را که در کردستان عراق دیده بود بیان کرده و گفته است :

«طی تحقیقات در کردستان عراق، در همه جا از رفتارهای ارتجاعی نژاد پرستانه و جنسیتگرا شگفت زده شده بودم. برای تحقیق روی دولت اسلامی دو هفته در محل بودم، غالباً در سلیمانیه و دوهوک. در مشاهداتم نتوانستم از یادآوری بسیاری از ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی که موجب شگفتی من شده بود اجتناب کنم. با توجه به آنچه در نزدیکی آنجا در سوریه در شرف وقوع بود، سطح نژادپرستی ضد سوری نفسم را بند می آورد. هر روز با این وضعیت روبرو می شدم. رانندۀ تاکسی در سلیمانیه می گفت : « سوری ها کشور ما را تخریب کرده اند !» یکی دیگر با خشم علیه کودکان سوری حرف می زد، یعنی کودکانی که ویترین ماشینها را پاک می کنند و یا میخ می فروشند…این کودکان را «بچه های کثیف !» می نامید. عراقی ها و سوری های عرب تبار که به کردستان عراق گریخته اند دائماً مورد تحقیر قرار می گیرند.

تنها راننده های تاکسی نبودند که چنین نظریاتی را مطرح می کردند. در ساختمان استانداری سلیمانیه، یکی از کارمندان زن ترجیح داد که ما را برای مصاحباتمان در اردوگاه پناهندگان منطقه آماده کند و کلمه به کلمه به من گفت که پناهندگان سوری «برای همه چیز شاکی هستند». در شهر دیگری، یکی از رؤسای پلیس خیلی ناراحت شده بود که چرا من و همکارانم می خواهیم برای کار تحقیقاتی به اردوگاه پناهندگان سوری برویم. رئیس پلیس با تحقیر گفت : «ولی اینها پناهنده های سوری هستند !»

من به تصویر منفی عرب ها، ایرانی ها و ترک ها در ذهنیت ناسیونالیست های کُرد آگاه شده بودم. در کردستان عراق مشاهدۀ این نوع رفتارها برایم شگفت آور بود.» [25]

اسطورۀ بَزَک شده

کُردها با نمایش انقلابی های فمینیست «مبارزان آزادی» مارکسیست که شعلۀ آتشین تمنای جامعۀ اوتوپیائی (با طرز تلقی کُردی) درقبلشان زبانه می کشد، و صلح همه شمول را نوید می دهد نزد افکار عمومی غرب به شکل فزاینده ای کسب اعتبار کردند [26]، تصویری که استفان گوآنز Stephen Gowans اخیراً در «اسطورۀ اخلاق والای یگانهای مدافع خلق کُرد» [27].

کُردها در پی ایجاد دولتی خودمختار غیر قانونی به شکل نعل اسبی بین دولتهای مستقل و حاکم هستند. این آزادی که آنان جستجو می کنند به بهای کشتار مردم بومی کشورهائی امکان پذیر خواهد شد که می خواهند به سلیقۀ خودشان تجزیه کنند [28].

کُردها اجرای چنین طرحی را ابتدا با راندن مردم بومی از خانه و سرزمینهایشان به مدد استراتژی اعمال زور، ایجاد وحشت و به ضمانت و پشتیبانی سرمایه گذارانشان، و با نقض اعلامیۀ جهانی حقوق بشر آغاز کردند. در نتیجه پشتیبانی از چنین طرحی به معنای پشتیبانی از نسل کشی خواهد بود که بطور کلی عبارت است از بیرون راندن مردمان بومی از خانه و سرزمینهایشان، و با این حساب که در عین حال به اهداف امپریالیستی ملتهای غربی نیز خدمت می کند.

تا همین اخیراً، جدائی طلبان کُرد نمایۀ مطلوبی در رسانه ها داشتند. ولی برنامۀ آنان مثل روز آشکار و نقاب از چهرۀ نیّت اصلی شان برداشت. اتحادشان در گذشته مثل امروز با اسرائیل و ایالات متحدۀ آمریکا همان عنصری بود که نیّت آنان را بر ملا کرد. این نّیت نمی توانست پنهان بماند و یا دست کم گرفته شود زیرا ستون مخفیانه ای بود که بلند پروزیهایشان روی آن بنا شده بود. طرح «اسرائیل بزرگ» در شرف تکوین است به همین علت جلوی آن را باید گرفت [29].

پشتیبانی از جدائی طلبان کُرد برای استقلال و ایجاد دولت به خرج دولتهای منطقه، غیر قانونی، عمیقاً خرد گریز، و به دلایلی که پیش از این در این مقاله بر شمردیم ناقض حقوق بشر است.

علاوه بر این باید یادآوری کنیم که یکی از رهبران اصلی داعش کُرد است [30]. اگر کُردها می خواهند واقعاً به صلح پایبند باشند و در هم زیستی با دیگر مردمان منطقه زندگی کنند، باید از بازخوانی تحریف آمیز تاریخ اجتناب ورزند، و از اتحادهائی که ثبات کشورهای میزبانشان را به مخاطره می اندازد صرفنظر کنند. کُردها باید دست در دست دیگر برادرانشان فضای جغرافیائی مشترکی داشته باشند. و این یگانه راهکاری ست که به آنها اجازه می دهد دوستان دیگری بجز کوهستانها داشته باشند.

سارا عابد

ترجمه توسط
حمید محوی

[1] “Genocides Against the Assyrian Nation”, Assyrian International News Agency (AINA).
[2] “Today’s Turkey continues the Armenian genocide”, Thierry Meyssan, Translation Pete Kimberley, Voltaire Network, May 14, 2015.
[3] “Seyfo 1915 — Sold for a hen”, The Syriac Orthodox Youth Association of Sweden, April 22, 2015.
[4] “The Kurds and Assyrians: Everything You Didn’t Know”, Max J. Joseph, The Syriac Orthodox Youth Association of Sweden & Assyrian International News Agency, March 31, 2016.
[5] “With Lamborghinis and Rooftop Sushi, Why Is Kurdistan Broke?”, Sharon Beth, Voice of America, July 26, 2016.
[6] “Islamic Cleric Incites Muslim Kurds during Friday Prayers, Attacks on Assyrian Businesses Follow”, Assyrian Information Managment, December 1, 2011.
[7] “Salwa Khalaf Rasho, statement to UK parliament”, Ezidi Press, March 15, 2016.
[8] 160 000 combattants issus des tribus arabes iraquiennes ont rejoint Daesh.
[9] “Syria: The Criminal Empire’s Strategy Of Divide, Conquer, and Destroy”, Sarah Abed, The Rabbit Hole, March 2, 2017.
[10] “Syria: ’We had nowhere to go’ – Forced displacement and demolitions in Northern Syria”, Amnesty International, October 13, 2015.
[11] “US-Backed Forces in Syria Accused of Human Rights Violations. The Kurdish groups may also not share America’s goals in the conflict”, Max J. Rosenthal, Mother Jones, November 9, 2015.
[12A Line in the Sand: Britain, France and the struggle that shaped the Middle East, James Barr, Simon & Schuster, 2012. The Man Who Created the Middle East, by Christopher Simon Sykes, William Collins, 2016.
[13] “Iraqi Kurdistan sees a Jewish revival, thanks to the Islamic State”, Dov Lieber, Times of Israel, March 15, 2016.
[14] “How Much Oil Does Iraq Have?”, Gal Luft, Brookings Institution, May 12, 2003.
[15] “Kurds and the Armenian Genocide”, Deniz Serinci, Rûdaw , April 23, 2014. “How Should Kurds Address Armenian Genocide?”, Kani Xulam, Rûdaw, May 5, 2015.
[16] “The Armenian Genocide. Frequently asked questions”, Genocide 1915.
[17] “Morgenthau, Ambassador Henry, Sr.”, Rouben Paul Adalian,Armenian National Institute.
[18Ambassador Morgenthau’s Story, by Henry Morgenthau, Doubleday, Page & Co., 1918.
[19] Les faïli sont des nomades qui se sont convertis au chiisme et forment une tribu ayant son propre dialecte.[20] “العبادي يؤكد «لا قانونية» استفتاء الأكراد على الانفصال”, Jawdat Kazem, Al Hayat (Iraq), June 18, 2017.
[21] “Congress threatens to cut payments to Iraqi Kurds if they break with Baghdad”, Bryant Harris, Al-Monitor, June 28, 2017.
[22] “The reason Tehran is against referendum on Iraqi Kurdistan”, Arash Karami, Al-Monitor, June 22, 2017.
[23] “إقليم كردستان العراق يجري استفتاء على الاستقلال في سبتمبر”,BBC, June 8, 2017.
[24] “Shiite Kurds challenge Iraqi Kurdistan independence”, Ali Mamouri, Al-Monitor, July 17, 2017.
[25] “On Racism, Patriarchy and Corruption in Iraqi Kurdistan”, Bruno Jantti, TeleSur, January 20, 2016.
[26] “LGBT Brigades In Syria? Western Anarcho-Leftists Cutting Their Teeth With Western-Backed Kurdish YPG”, Brandon Turbeville, Activist Post, July 27, 2017. “Le Rojava, un califat d’extrême gauche ? Réseaux "antifascistes" et terrorisme : le laboratoire kurde”, Observatoire des extrêmes de gauche, 16 août 2017.
[27] “The Myth of the Kurdish YPG’s Moral Excellence”, Stephen Gowans, July 11, 2017.
[28] “Syria: The Criminal Empire’s Strategy Of Divide, Conquer, and Destroy”, Sarah Abed, The Rabbit Hole, March 2, 2017.
[29] “Washington’s ‘Greater’ Middle East Project – Hand in Hand with Israel”, Sarah Abed & Mark Taliano, 21st Century Wire, March 30, 2017.
[30] “The traitors helping ISIS wipe out their own people: How ethnic Kurds are using their knowledge of Kobane to coordinate Islamists’ city siege”, Chris Pleasance, Daily Mail, November 4, 2014.

سارا عابد

مفسر سیاسی و روزنامه نگار مستقل

«رابط کُرد» : تلاش های اسرائیل، داعش و ایالات متحدۀ آمریکا برای بی ثبات سازی ایران
2/3

 

کُردها، سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه
1/3

  مقالات اين نويسنده

ولترشبکه

نسخه بین المللی وبسایت ولتر

کانون

خلاصه اخبار

مباحثات

 

منتشرشده در تازه ترین, روزنامه نگاران, ناسیونالیسم | ۱ دیدگاه

کُردها، سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه۲(۳)

نوشتۀ سارا عابد  مفسر سیاسی و روزنامه نگار مستقل
فصل دوم

«رابط کُرد» : تلاش های اسرائیل، داعش و ایاالت متحدۀ آمریکا برای بی ثبات سازی ایران

La « Kurdish Connection » : Les efforts d’Israël, de Daesh et des USA pour déstabiliser l’Iran par Sarah Abed
سارا عابد به تحلیل خود دربارۀ نقش برخی سازمانهای کُرد ادامه می دهد. از دیدگاه او این سازمانها را به شکل تحریف آمیزی در جلوی صحنه به نمایش گذاشته اند تا در چشم انداز جنگ برای ایجاد خاور میانۀ بزرگ به مثابه نمایندۀ کل جامعۀ کُردهای سوریه جلوه کنند.

شبکۀ ولتر| 3 سپتامبر 2017

Réseau Voltaire | 3 septembre 2017

در کوران جنگ سرد، ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی) به واشنگتن و شاه ایران نزدیک شد. و سپس تبدیل شد به مأمور موساد. در این تصویر او را با آبا اِبن Abba Eban (وزیر امور خارجه) و ژنرال مایر آمیت Meir Amit (رئیس موساد) می بینیم.
پیوند کُردها با اسرائیل
مناسبات کُردها و اسرائیلی ها به شکل معنی داری به مرحلۀ توسعه یافته ای رسیده است. دست کم از سالهای 1960، اسرائیل به شکل فصلی به کُردها مددکاری امنیتی و آموزش نظامی عرضه کرده است. این روند به مثابه ترفند علیه صدام به خدمت گرفته شد تا برای او مشغله ایجاد کند، در حالی که اسرائیل در دو جنگ علیه اتحادیۀ دو کشور عرب همسایه درگیر بود، ولی درک متقابل و مشکلات هر یک بیش از پیش پیوند اسرائیل و کُرد را نسبت به یکدیگر نزدیک و تقویت کرد. همۀ ظواهر امر نشان می دهد که این همکاریِ امنیتی تا امروز ادامه یافته است. تدارک ارزان قیمت ذخیرۀ نفت از منابع کردستان برای اسرائیل نه فقط پیوندهای اقتصادیشان را تقویت می کند بلکه به بودجۀ حقیر اربیل نیز یاری می رساند که در عین حال سرمایه گذاری استراتژیک روی کردستان در منطقه ای ست که پیوسته در حال تحول به سر می برد.
بر اساس تحقیقات اخیر در دانشگاه عبری (1)، نزدیکترین قوم به یهودیها از دیدگاه تبار شناسی ژنتیکی کُردها هستند. کُردها با اسرائیل یعنی بدترین دشمن سوریه هم پیمانند و به شکل جانبی طرح ایجاد اسرائیل بزرگ کاملاً در همآهنگی با طرح کُردها برای ایجاد «کردستان» تطبیق می کند (2). طرح «اسرائیل بزرگ» از دیدگاه اودید ینون Oded Yinon اکیداً ایجاب می کند که از کُردها برای تجزیۀ کشورهای همسایه استفاده کنند و بر این اساس در طرح تسلط در سطح وسیع منطقه شرکت داشته باشند (3). جالب است بدانیم که کُردها این اتحاد را در سطح نازلی تعبیر می کنند و به آن فقط به مثابه یک گام بیشتر به سوی تحقق هدف نهائی شان یعنی ایجاد کردستان مستقل می نگرند. 
همۀ گروه های سیاسی اصلی کُرد در منطقه با اسرائیل پیوندهای بسیار قدیمی دارند. کل این مناسبات با خشونتهای وخیم قومی علیه عرب ها، ترکمن ها و آشوری ها نیز در پیوند تنگاتنگ است. از حزب کارگران کردستان در ترکیه PKK تا حزب اتحاد دموکراتیک YPG و یگانهای مدافع خلق YPG در سوریه، و حزب حیات آزاد کردستان پژاک PJAK در ایران تا مشهورترین آنها، رژیم مافیائی بارزانی-طالبانی (حکومت اقلیم کردستان GRK) پیشمرگان در شمال عراق. در نتیجه، جای شگفتی نیست که اربیل برای تضعیف دولت عراق در بغداد به داعش (امارات اسلامی یا دولت اسلامی) جنگ افزار بدهد (4). و وقتی پی می بریم که اربیل چیزی بجز نقاب استتار کننده برای تل آویو در عراق نیست، این استراتژی کاملاً برایمان روشن می شود.
بنظر می رسد که اسرائیل به حکومت اقلیم کردستان (پیشمرگان) حتا پیش از درگیریهایشان با داعش جنگ افزار داده و آموزش نظامی آنان را نیز به عهده داشته است (5). از دیدگاه استراتژی اقتصادی، اسرائیل از حکومت اقلیم کردستان با خرید نفت کردستان در سال 2015 پشتیبانی حیاتی به عمل آورد، در حالی که هیچ کشوری حاضر به خرید آن نبود زیرا عراق خریداران را به پی گرد قضائی تهدید کرده بود. حتا وزیر منابع طبیعی حکومت اقلیم کردستان آشتی هورامی این معامله را تأیید کرده و گفته است که نفت کردستان غالباً به دلیل نگرانی هائی که پیرامون این موضوع وجود دارد به اسرائیل صادر می شود.
در ژانویه 2012، فیگارو روزنامۀ فرانسوی گزارش داد و تأیید کرد که مأموران سرّی اسرائیلی مخالفان ایرانی را در اردوگاه های سرّی در منطقۀ کردستان عراق استخدام می کنند و آموزش می دهند (6). به این ترتیب اسرائیل در اتحاد با کُردها در ایران، عراق و سوریه به چشم و گوش دست پیدا می کند. یک سال بعد، واشنگتن پست کشف کرد که ترکیه به سرویس های مخفی ایران دربارۀ فعالیت یک شبکۀ جاسوسی اسرائیلی که ظاهراً با اعضای موساد در ترکیه دیدار داشته اند اطلاع رسانی کرده است (7). این وضعیت بی ثبات بین اسرائیل و ترکیه تا امروز ادامه دارد.
سربازان کارکشتۀ غربی به آرمان کُرد می پیوندند
حزب کارگران کردستان PKK و شاخۀ سوری آن بریگاد مدافعان خلق YPG جریانهای افراطی فرقه گرائی را تشکیل می دهند که مارکسیسم، فمینیسم، لنینیسم و ناسیونالیسم کُرد را در مخلوط ایدئولوژیک ناموزونی درک می کنند. احزاب کُرد از این شیوه های فکری به مثابه ابزار تبلیغاتی برای جذب افراد به تشکیلاتشان استفاده می کنند. عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان فلسفۀ خود را که «کنفدرالیسم دموکراتیک» می نامد از مورای پوکچین Murray Bookchin الهام گرفته است.
بریگاد مدافعان خلق YPG که یکی از شاخه های حزب کارگران کردستان PKK می باشد بخش مهمی از نیروهای دموکراتیک سوریه FDS را در سوریه تشکیل می دهد. به پشتیبانی سیاسی غرب، نیروهای دموکراتیک سوریه نزد مردم کسب اعتبار کردند و بین سربازان کارکشتۀ غربی نیز شمار فوق العاده ای طرفدار آنان شدند و با وجود اینکه در کشورهای خودشان از رفاه برخوردارند، برای نبرد به صفوف آنان پیوسته اند. یکی از کارا ترین ابزارهای مارکتینگ نزد کُردها استفاده از دختران جوان و مبارزان زیبا رویِ فریبنده در نمایۀ چریک مبارز است. چنین ترفندی موجب شد که آرمانشان از سایه بیرون بیاید و به شهرت برسند.
گزارش بی بی سی BBC دربارۀ زنان مبارز کُرد در سوریه با خوانندۀ کرد هلی لوو Helly Luv را ببینید. (مترجم : این دختر خانم البته کُرد ایرانی ست)
ولی موضوعی که در این گزارشات مطرح نشده، چگونگی ارتکاب به ربایش و آدمکشی ست، بی آنکه پرسشی دربارۀ قاچاق مواد مخدر مطرح کنیم.
خانواده های کُرد از حزب کارگران کردستان PKK مصرانه می خواهند که ربودن کودکان صغیر را متوقف کند. این رویدادها در مورد ربودن کودکان بدست حزب کارگران کردستان در 23 آوریل 2011 شروع شد، یعنی روزی که ترکیه 91 مین روز استقلال ملی و روز کودک را جشن گرفت. در حالی که کودکان روز تعطیل را در غرب ترکیه جشن می گرفتند، حزب کارگران کردستان در منطقۀ لیجه در استان دیاربکر 25 دانش آموز 14 تا 16 ساله را ربود.
گرچه حزب کارگران کردستان بیش از 330 کودک را طی 6 ماه گذشته ربوده، خانوادۀ بوچوم Bockum نخستین خانوداه در منطقه بودند که مقابل مرکز حزب چادر زدند و با تظاهرات نشسته و صلح آمیز خواهان باز پس گیری فرزندشان شدند. سینان روز 4 مه به خانواده اش بازگردانده شد. المانیتور این رویداد را از آغاز با جزئیات دقیق گزارش داده است (8).
همان گونه که بی بین سوموک Bebyin Somuk در مقاله اش توضیح داده است، حزب کارگران کردستان PKK و حزب اتحاد دموکراتیک PYD همچنان در حال ربودن کودکان در ترکیه و سوریه است (9). او نوشته است : «همانگونه که پیش از این برای «کباب اند کامل» (Kebab and Camel) نوشته ام، حزب کارگران کردستان با بسیج کردن کودک سربازان در واقع به جنایت جنگی ارتکاب کرده است. برخی از مبارزان حزب کارگران کردستان که دیروز تسلیم شدند از کودک سربازان حزب کارگران کردستان بودند. عکس به روشنی نشان می دهد که این کودکان بیش از 16 سال ندارند. در ویدئوای که ارتش ترکیه منتشر کرده است (10) 25 مبارز را نشان می دهد که در نُصَیبین تسلیم شده اند.»
سایت SouthFront دربارۀ مبارزان حزب کارگران کردستان مطالبی منتشر کرده و گزارش داده است که این مبارزان سربازان ترکیه را کشته اند (11) : «فرماندهی مبارزان حزب کارگران کردستان PKK طی انتشار بیانیه ای تأیید کرده است در سال 2016 مبارزان 160 سرباز ترکیه را کشته اند. بر اساس همین بیانیه، در سال 2016 فرماندهی مبارزان حزب کارگران کردستان 115 عملیات علیه نیروهای دولتی ترکیه انجام دادند. این گروه در عین حال سوگند یاد کرده است که طی سال آینده پیروزی را از آن خود خواهد کرد و به زندگی در آزادی تحقق خواهد بخشید.»
حزب کارگران کردستان PKK خود کُردها را نیز به نیّت حفظ حقوقشان به قتل می رساند (12). «جمیل بایک یکی از رهبران بلند پایۀ حزب کارگران کردستان در مصاحبه ای با خبرگزاری فیرات Firat (ANF) چنین گفته است : «جنگ ما مثل گذشته به مناطق کوهستانی محدود نمی شود، بلکه به همه جا گسترش خواهد یافت و تفکیکی بین کوه و دشت و شهر وجود نخواهد داشت. جنگ ما به شهرهای بزرگ خواهد رسید.» بیانیۀ تروریستی جمیل بایک اعلان کرد که حزب کارگران کردستان بیش از پیش شهروندان غیر نظامی ومناطق شهری و مدنی را هدف خواهد گرفت. و همین اتفاقی بود که روی داد. از 15 ژوئیه 2016 روزی که FETÖ فرقۀ تروریستی فتح الله گولن علیه دولتی که به شکل دموکراتیک برگزیده شده بود کودتا کرد که البته با شکست روبرو شد، حزب کارگران کردستان دوازده حملۀ تروریستی انجام داد و به مرگ 21 نفر و زخمی شدن 319 نفر انجامید و باید دانست که اکثر این قربانیان از شهروندان کُرد بودند.»
به گفتۀ واشنگتن انستیتو «در 18 نوامبر 2009 رابرت مولر Robert Mueller رئیس اف بی آی با مقامات بلند پایۀ ترکیه برای بررسی تلاشهای ترکیه و ایالات متحده دربارۀ حزب کارگران کردستان که به کنگرۀ خلق کردستان Kongra Gel نیز شهرت دارد دیدار کرد. پس از این گردهمآئی، سفارت ایالات متحده در آنکارا بیانیه ای منتشر نمود و یادآور شد که مقامات ایالات متحده قویاً از تلاشهای ترکیه علیه سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان PKK پشتیبانی می کنند و از تاریخ دراز مدت دو جانبۀ هر دو کشور در کار مشترک علیه تروریسم و تبهکاری سازماندهی شده را در سطح فرا ملی به شکل برجسته ای تجلیل به عمل آورد».
این گفتگوها مشخصاً در وضعیتی مطرح شد که با وجود پیشنهاد اخیر آنکارا برای حل مسئلۀ کُرد، یعنی پیشنهاد « بازگشائی دموکراتیک »، حزب کارگران کردستان به مصداق فزایندۀ بسیاری از سازمانهای تروریستی وارد بازار بین المللی مواد مخدر شده است. در اکتبر 2009، وزارت خزانه داری ایالات متحده سه نفر از رهبران حزب کارگران کردستان PKK/Kongra Gel را به فهرست قاچاقچیان خارجی مواد مخدر اضافه کرد. حزب کارگران کردستان با نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا یکی از نادرترین سازمانها در سطح جهانی ست که دولت ایالات متحده آن را به مثابه سازمان تروریستی و در عین حال سازمان تبهکار خارجی در عرصۀ قاچاق مواد مخدر شناسائی کرده است (13).
آنچه از ظواهر امر بر می آید، و به گزارش مؤسسۀ تحقیقات استراتژیک بین المللی (اتاق فکری که درسال 2004 بنیانگذاری شده International Strategic Research Organization) قاچاق مواد مخدر منبع اصلی برای تأمین مالی حزب کارگران کردستان PKK است، جزئیات این گزارش را می توانیم در یادداشت (14) جستجو کنیم.
پیروزیشان علیه داعش که در رسانه ها به شکل بسیار گسترده پوشش داده شده بود به آنان اجازه داد از یک سازمان نظامی رادیکال به بازیگر منطقه تبدیل شوند که داعیۀ قدرت نیز دارد. با وجود این، باید بپرسیم که آیا آنان واقعاً در جنگ علیه داعش در سوریه به موفقیت دست یافته اند ؟ آری، ولی چرا ارتش عرب سوریه که در جنگ علیه داعش خیلی مؤثرتر عمل کرده به اندازۀ حزب کارگران کردستان مورد تمجید و تحسین واقع نشده است.
پاتو رینکون Pato Rincon، سرباز کارکشتّ ارتش ایالات متحده اخیراً دربارۀ تمریناتش با یگانهای مدافع خلق YPG در سوریه مطالبی نوشته که با هم نگاهی به آنها می اندازیم. گرچه در آغاز خواست خود مختاری آنان توجهش را جلب کرده ولی به زودی چهرۀ دیگری از این گروه را کشف می کند : « در حالی که متأثر از اتحاد شوروی سابق هستند، رویکردشان به مارکسیسم بیشتر به رنگ ناسیونالیسم است تا انترناسیونالیسمی که در شوروی رواج داشت. در اردوگاه آموزشی که من در آن به سر می بردم، دائماً از حق برخورداری از کشوری آزاد و خود مختار حرف می زدند، موضوعی که می توانستم از آن پشتیبانی کنم. ولی از سوی دیگر با ادعای اینکه همۀ فرهنگهای مجاور آنان، عرب، ترک و فارس از فرهنگ کُرد منشأ گرفته اند به شکل مسخره ای جلوه می کردند. شگفت آور بنظر می رسد، چون که کُردها هیچ وقت به اندازه ای که امروز برای آن مبارزه می کنند خود مختاری نداشته اند. به سادگی نمایۀ ناسیونالیسم پر مدعای آنان را می توانستیم پشت نقاب انترناسیونالیسم ببینیم… نه فقط نظریۀ مارکسیستی آنان احمقانه بود بلکه طرز تلقی فمینیسم نیز در ذهنیتشان خیلی بد قواره تر بنظر می رسید.»
اینگونه مشاهدات مطمئناً در رسانه های سنتی منتشر نخواهد شد زیرا در چهارچوب داستانی که کُردها و مدافعانشان تعریف می کنند نمی گنجد.
جو رابینسون Joe Robinson یک نمونۀ دیگر از پشتیبانیهای غربی از یگانهای مدافع خلق است، او سرباز کارکشتۀ قدیمی و بریتانیائی ست و اخیراً پس از 5 ماه نبرد در کنار این گروه به کشورش بازگشته (16). به محض بازگشت به اتهام حرکت تروریستی توسط پلیس منچستر بزرگ بازداشت شد. او در سن 18 سالگی وارد ارتش بریتانیا شد و در افغانستان در سال 2012 در بطن رژیمان دوک دو لاکستر خدمت کرده بود. او پس از صدور حکم بازداشت به جرم عدم حضور در دادگاه، بریتانیا را ترک کرد. رابیسون در عکس زیر در سوریه به اتفاق مبارزان یگانهای مدافع خلق دیده می شود.

رابینسون در سمت چپ اسلحه بدست، در حالی که رفقای یگان مدافع خلق YPG پرچم داعش را نگهداشته اند. کلماتی که روی دیوار پشت آنان دیده می شود داستان مناسبات بین اسرائیل، کُردها و ایالات متحده را به تفصیل روایت می کند.

نیروهای دموکراتیک سوریه همگام با داعش 
آشکارترین تناقض این است که کُردهای بسیج شده در نیروی دموکراتیک سوریه FDS در اتحاد با ایالات متحدۀ آمریکا در عملیات «ارادۀ راسخ» (Operation Inherent Resolve نام کد رسمی عملیات ضد داعش ) شرکت دارند. ولی در عین حال، اتحادیۀ آمریکائی که یگانهای مسلح کُرد را در خود جای داده، به گفتۀ سرگئی سوروویکین Segey Surovikin فرماندۀ نیروهای روسیه در سوریه : «بجای از بین بردن مبارزان گروه تروریست دولت اسلامی (داعش) به آنان اجازه می دهد که رقه را ترک کنند.»، «بجای حذف تروریستهائی که متهم به قتل سدها و هزاران شهروند سوری هستند، اتحادیه به رهبری ایالات متحده و نیروهای دموکراتیک با فرماندهان داعش در تبانی بوده و آنان نیز بی آنکه مقاومت کنند موضعشان را ترک کردند تا به مناطقی سرازیر شوند که نیروهای دولت سوریه در آنجا به سر می برند.» (17)
اسپوتنیک به زبان عربی با حسام شعیب کارشناس سوری در مورد مسائل گروه های مسلح در سوریه مصاحبه ای داشته است و او توضیح می دهد که چرا نیروهای دموکراتیک سوریه FDS با جبهۀ النصره قابل مقایسه است و به همین گونه در زمینۀ اهدافشان در سوریه (18). حسام شعیب به اسپوتنیک گفت :
« در سوریه، ما این نیروها را به مثابه تشکلات نظامی غیر قانونی تلقی می کنیم که خارج از قانون عمل می کنند. آنان مانند یگانهای تروریست جبهۀ النصره و داعش هستند. نیروهای دموکراتیک سوریه فعالیتهایشان را با ارتش سوریه همآهنگ نمی کنند. ما آنان را تروریست تلقی می کنیم.»
نیروهای دموکراتیک سوریه بطور کلی از شبه نظامیان کُرد YPG یگانهای مدافع خلق تشکیل شده و طی مارس 2016 در چیزی که «روژاوا» یا «کردستان غربی» می نامد اعلام «فدرالیزاسیون» کرده است(19).
رهبران نیروهای دموکراتیک سوریه اعلان کرده اند که تلاش خواهند کرد که شهر رقه را ضمیمه کنند، یعنی شهری که ساکنانش اکثراً عرب هستند. در صورتی که بتوانند این شهر را آزاد کنند.
کُردها پاکسازی قومی را علیه توده های عرب در رقه آغاز کرده اند تا راه ضمیمه سازی شهر فراهم آید، در آینده این شهر به «فدراسیون» اعلام شده خواهد پیوست (بخوانید تسخیر خواهد شد). (20)
دشمنی علیه نیروهای ارتش عرب سوریه
در 18 ژوئن 2017، یک هواپیمای ایالات متحده یک شکاری بمب افکن سوخو 22 متعلق به ارتش عرب سوریه را در نزدیکی شهر طبقه Tabqa هدف گرفت. اتحادیه به رهبری ایالات متحده اعلان کرد که هواپیما به مواضع نیروهای دموکراتیک سوریه حمله کرده بود، و به همین علت اتحادیه در چهار چوب « دفاع مشترک نیروهای عضو اتحادیه، هواپیمای سوری را مورد اصابت قرار داده است» (به گزارش اسپوتنیک) (21)
با وجود این، ارتش عرب سوریه مشخصاً اعلان کرد که به داعش حمله کرده بوده و نیروهای دموکراتیک سوریه FDS را هدف نگرفته است. در نتیجه، ارتش عرب سوریه گروه نجات خود را برای جستجوی خلبان به محل سقوط هواپیما فرستاد. خبر گزاری المصدر گزارش داد که گروه نجات با مقاومت سر سختانۀ نیروهای دموکراتیک سوریه روبرو شدند، یعنی رویدادی که حاکی از وخامت جدی وضعیت بین دو جبهه است.(22)
از دیدگاه فرماندۀ کل ارتش سوریه، بی گمان این خشونت آشکار موضع گیری واقعی ایالات متحده را در راستای دفاع از تروریستها و تضعیف ارتش عرب سوریه نشان می دهد، یعنی یگانه نیروی فعال که با هم پیمانانش بر اساس حق قانونی در سراسر سوریه علیه تروریستها مبارزه می کند (23). مقام نظامی در مورد این رویداد گفت : «حملۀ اخیر همآهنگی ایالات متحده و داعش را به شکل برجسته ای نشان داده و نیّت خصمانۀ ایالات متحده را در مدیریت تروریسم آشکار می کند، این گروه بر آن است تا طرح ایالات متحده و صهیونیستها را در منطقه پیاده کند… چنین خشونت تجازوکارانه ای ارتش عرب سوریه را از ارادۀ راسخش برای ادامۀ مبارزه علیه سازمانهای تروریستی داعش و النصره و بازگرداندن امنیت و ثبات در سراسر سرزمین های سوریه بازنخواهد داشت… یک هفته پیش از این، معاون وزیر امور خارجۀ روسیه سرگئی ریابکوف در گفتگو با اسپوتنیک گفته بود که حملات ایالات متحده علیه هواپیماهای ارتش عرب سوریه به تروریستها کمک می کند : «در مورد حملات نیروهای ایالات متحده علیه هواپیماها و پهپادهای نیروی نظامی سوریه، ما با تبانی آشکار این کشور با تروریستهائی که در خاک سوریه دست به عملیات می زنند سروکار داریم ».
سازمان سیا کُردها را در سوریه مسلح کرده است
اتحادیۀ آمریکائی اعلام کرد که بارها در همکاری با نیروهای دموکراتیک سوریه FDS در مبارزه علیه داعش در سوریه کوشیده اند. با وجود این، بارها مشاهده شده است که حملات هوائی ایالات متحده شهروندان غیر نظامی، سربازان و زیر بناهای سوریه را هدف گرفته است. این گونه اشتباهات مرگبار که می توانستیم از آن اجتناب کنیم به روشنی نشان می دهد که حضور اتحادیه به فرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا در سوریه نتایج اسفناکی برای مردم در بر داشته است.
در 26 ژوئن 2017، نیروهای دموکراتیک سوریه ذخیرۀ آب را به روی یک میلیون شهروند در حلب بست. برخی منابع اعلام کردند که چنین کاری خشونت عامدانه ای بوده در حالی که برخی دیگر از منابع اعلان کردند که از علت چنین گزینشی با نتایج اسفناک برای شهروندان بی اطلاعند و نمی دانند چرا نیروهای دموکراتیک سوریه دست به چنین کاری زده است.
در 5 ژوئیه 2017، 21st Century Wire از تلاشهای ایالات متحدۀ آمریکا برای گسترش حضور نظامی اش در سوریه گزارش داد (24) : یکی از مقامات عالی رتبۀ نیروهای دموکراتیک سوریه FDS اعلان کرد که « در مناطقی که بدست نیروهای ما در جنگ علیه تروریسم از چنگ داعش آزاد شده، ایالات متحده پایگاه های نظامی ایجاد می کند». 
به گزارش 21st Century Wire (25) «بر اساس گزارشات اخیر، ایالات متحده در سوریه 8 پایگاه ایجاد کرده، و بر اساس یکی دیگر از تحلیل گران نظامی 9 پایگاه.»
دولت سوریه خیلی ساده و روشن جدائی طلبان کُرد را به همان اندازه خطرناک می داند که داعش و یا دیگر گروه های تروریست در کشور سوریه. طرح کُردهای جدائی طلب حتا از طرح داعش نیز برای سوریه خطرناکتر است زیرا در حال حاضر از پشتیبانی های سیاسی، نظامی، آموزشی، مالی، خودروهای نظامی و حتا از پشتیبانی هوائی غرب برخوردارند (26). جیمز ماتیس وزیر دفاع ایالات متحدۀ آمریکا در پایان ماه ژوئن اعلان کرد که « ما جنگ افزارها را طی نبردها برای تعمیر پس می گیریم. و وقتی به برخی چیزها نیازمند نیستند آنها را با چیز هائی که به آن نیاز دارند جایگزین می کنیم».
کُردها جنک افزارهائی را که آلمان برای مبارزه علیه داعش فرستاده بفروش می رسانند
روزنامه نگاران شبکۀ رادیوهای آلمانی NDR و WDR چندین تفنگ ژ3 و سلاح کمری P1 را در شهرهای اربیل و سلیمانیه در شمال عراق پیدا کرده اند که روی همۀ این سلاح ها علامت « BW » متعلق به ارتش آلمان حک شده بوده.

فرانک والتر اشتاینمایر Frank-Walter Steinmeierوزیر امور خارجۀ آلمان در دیدار با مسعور بارزانی رئیس کردستان عراق، قول داد که از کُردهای شمال عراق پشتیبانی نظامی به عمل آورد.
جنگ افزارها احتمالاً از انبارهای دولت آلمان به دولت خود مختار کُرد در شمال عراق تحویل داده شده است (27). این جنگ افزارها باید به جنگ علیه داعش اختصاص داشته باشد. در حالی که بسیاری از اعضای احزاب چپ و سبزها از مدتها پیش در پارلمان نگرانی خودشان را از بابت این سلاح ها ابراز کرده بودند زیرا بر اساس پیشبینی آنان ممکن بود بدست گروه های ناباب بیافتد.
از روزی که ایالات متحده اتحادیۀ نظامی اش را برای یاری رساندن به مبارزه علیه داعش در سوریه و عراق تشکیل داده، گزارش معتبر و متعددی حاکی از این امر است که جنگ افزارهائی که ایالات متحده فرستاده به دست شبه نظامیانی افتاده که به این اتحادیه تعلق نداشته اند و حتا بدست داعش افتاده است (28).
ایالات متحده کُردها را مسلح کرد و از آنان برای پشتیبانی از استقرار نیروهای دموکراتیک سوریه در 10 اکتبر 2015 استفاده کرد. برای ایالات متحده ضروری بود تا گروهی را انتخاب کند که مثل ارتش آزاد سوریه چندان افراطی نباشد که تعلق آن به شبکۀ القاعده رسماً شناسائی شده بود، و آنان را برای مبارزه علیه داعش تأمین مالی کند. ایالات متحده اعلان کرد که علت اصلی حضورش در سوریه مبارزه علیه داعش است ولی در عرصۀ عینیِ رویدادها چیز دیگری می بینیم. مأموریت واقعی آنان بی ثبات سازی کشور به مدد کُردها در تشکلات نیروهای دموکراتیک سوریه FDS و دیگر نیروهای مسلح مخالف برای تصرف سرزمینهائی ست که می تواند در گفتگوهای آینده به مثابه کالای مبادلاتی برای تاق زدن مورد استفاده قرار گیرد.
ران پُل Ron Paul توضیح می دهد که چرا مسلح کردن کُردها نظریۀ خطرناکی بوده است. واشنگتن دلایل آنکارا را مبنی بر اینکه یگانهای مدافع خلق YPG یکی سازمان تروریستی غیر قانونی و شاخه ای از حزب کارگران کردستان PKK بوده و بیش از سه دهه ترکیه را ترور کرده، بی اعتنا باقی مانده و کنار زده است (29).
وزیر دفاع ایالات متحدۀ آمریکا، جیمز ماتیس برای همقطار تُرک خود فکری ایشیق نامه ای فرستاد تا به او اطمینان دهد که ایالات متحده جنگ افزارهائی را که به یگانهای مدافع خلق تحویل داده فوراً پس از در هم شکستن داعش پس خواهد گرفت (30)
هم زمان با این نامه، وزارت دفاع ایالات متحده فهرستی از تجهیزات نظامی و جنگ افزارهائی که به یگانهای مدافع خلق تحویل داده به ترکیه فرستاد، تا شفافیت خود را در مناسبات دو جانبه با ترکیه تضمین کند. آمریکائی ها سعی می کنند به گذشته و روی تصمیم مهمی بازگردند که به آن باور داشته یا نداشته اند. اگر واقعیت هنوز به ادراک نیامده، مطمئناً وقتی که کُردها از پس دادن جنگ افزارها سر پیچی و یا بفروش آنها اقدام کردند، آن گاه واشنگتن به نارضایتی باز هم بیشتر ترکیه باید پاسخ بگوید (31).
چرا کُردها به داعش می پیوندند ؟
از یک سال پیش، نیروهای کُرد گردهم آمده اند تا در مقابل حملات خونبار داعش از خودشان دفاع کنند. در نتیجه چگونه داعش موفق شده از بین برخی جوانان کُرد یار گیری کند تا برای خلیفه و علیه خانواده های خودشان بجنگند ؟
«در حلبچه خانواده های کُردی زندگی می کنند که پسرانشان در دولت اسلامی (داعش) به خدمت گرفته شده اند و قلبشان از این بابت شکسته است. مادر سوگوار کیهان برهان مبارز کُردی که در کنار پیشمرگان علیه داعش کشته شده، می گوید هرگز در مراسم بخاک سپاری آنان شرکت نمی کنم زیرا شاید پسر من نیز بدست همین کُردها کشته شده باشد. برادر کیهان می گوید «من دوستی دارم که برادرش برای داعش در جنگ کشته شد، هرگز برای مرگ او اشک نریختم و دوست من نیز نمی تواند در چشمان من نگاه کند». این روایات حاکی از افراط گرائی و راهی ست که بسیاری از کُردها برگزیده اند. نارضایتی علیه سرویس های سرّی کُرد، اذیت و آزار مسلمانان بدست «آسایش» و فراخواستهای داخلی با هوشمندی از سوی داعش مورد بهره برداری تبلیغاتی قرار می گیرد و ابو خطاب الکُردی و بریگاد صلاح الدین از راهبران آن هستند (32)
ابو خطاب گفته است که «به حق پروردگاه (الله)، ما بذر خلافت را در همۀ سرزمینها خواهیم کاشت » که یکی از متقاعد کننده ترین راه ها برای تشویق کُردها برای پیوستن به خلیفه بود. حتا با مرگ ابو خطاب الکُردی در آوریل 2015، جریان پیوستن کُردها به داعش متوقف نشده و امام کُرد دیگری همان گفتمان ابوخطاب را پی گیری کرد.

کُردها در خدمت سیاست بی ثبات سازی ایران 
از پرونده های افشا شده توسط ویکی لیکس در سال 2010 چنین برمی آید که رئیس موساد اسرائیلی مایر دگان Meir Dagan بر آن بوده تا از کُردها و اقلیت های قومی برای سرنگونی رژیم ایران استفاده کند (33). رئیس سرویس جاسوسی ایالات متحده گفته است که هدف سرویس جاسوسی اسرائیل تضعیف و تجزیۀ ایران است، به گونه ای که ایران نیز در سطح عراق امروز تنزل یابد و کُردها نیز بتوانند دولت خود مختار خود را تشکیل دهند.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک/ PJAK) گروه ناسیونالیست کُرد مستقر در شمال عراق، حملات متعددی را علیه نیروهای ایرانی در استان کردستان ایران و دیگر سرزمینهائی که کُردها در آنجا زندگی می کنند مرتکب شد. نیمی از اعضای پژاک را زنان تشکیل می دهند. در مجموع پژاک تقریباً 3000 شبه نظامی مسلح در اختیار دارد. این گروه از کُردها نیز مانند گروه های دیگر کُرد دقیقاً در میدان منازعه قرار گرفته و از سوی غربی ها به مُهرۀ بازی تبدیل شده اند.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک/ PJAK ) وابسته به حزب کارگران کردستان PKK است. ایران بارها حزب حیات آزاد کردستان و دیگر گروه های ناسیولیست کُرد را متهم کرده است که از پشتیبانی اسرائیل برخوردارند. سیمور هرش روزنامه نگار نیز تأیید کرده است که ایالات متحده از حزب حیات آزاد کردستان/پژاک و دیگر گروه های اپوزیسیون ایرانی پشتیبانی می کند. با وجود این ایالات متحده و اسرائیل هر دو پشتیبانی از حزب حیات کردستان را انکار کرده اند و وزارت خزانه داری ایالات متحده نیز در سال گذشته این حزب (پژاک) را سازمان تروریستی نامید.
همان گونه که سیمور هرش در سال 2004 یادآور شده است : « اسرائیلی ها با خاندان طالبانی و بارزانی پیوندهای دیرینه دارند و بسیاری از یهودی های کُرد با حفظ پیوندهایشان به اسرائیل مهاجرت کردند. ولی در پایان سال 2004، و دقیقاً نمی دانم کی ولی تقریباً در شش یا هشت ماه پیش، اسرائیل شروع کرد به کارکردن با کوماندوهای آموزش دیدۀ کُرد. نظریه این بود که اسرائیل کُردها را آماده کند، برخی یگانهای نخبه، یگانهای ضد تروریست یا تروریست، بر اساس زاویۀ دید، آموزش را به عهده داشتند.»(34)
چرا این به اصطلاح «مبارزان آزادی» کُرد همیشه تمایل دارند با گروه هائی بزن و ببند داشته باشند که خواهان بی ثبات سازی سوریه هستند ؟ نیروهای دموکراتیک سوریه FDS طی جنگ در سوریه با سازمانهای تروریست بگونه ای تحریک آمیز و در تناقض آشکار با نمایۀ رسمی « انقلابی » متحد شدند که این همه طی سالها برای ساخت و ساز نمایشی و انتشار آن زحمت کشیده بودند.
عراق، سوریه، ترکیه و ایران همچنان به طرح مرزهای جدید و حکومتهای جدید و تجزیۀ کشورشان توسط ایالات متحده در چشم انداز تجربه ای نوین با مهندسی اجتماعی دیکته شده توسط ایالات متحده و ناتو در خاورمیانه مخالفت می کنند.
تلاش برای بازنویسی تاریخ جغرافیائی
جمعیتی که به 30 میلیون نفر کُرد تخمین زده شده بطور کلی در مناطق کوهستانی ایران، عراق، سوریه و ترکیه به سر می برند. بزرگترین جمعیت عشیره ای جهان را تشکیل می دهند که هیچ گاه دارای دولت مستقلی نبوده اند. با وجود این، کُردها قوم یکدستی نیستند، و هویت گروه ها و منافع سیاسی غالباً از دعاوی ملی متحد کننده فراتر می رود.
برخی کُردها، به ویژه آنانی که به مراکز شهری مثل استانبول، دمشق و تهران مهاجرت کرده اند، در جامعۀ میزبان حل شده اند در حالی که آنانی که در سرزمین قدیمی باقیمانده اند احساس هویت کُردی را حفظ کرده اند. مهاجرت کُردها به اروپا به دو میلیون نفر تخمین زده شده، فقط در آلمان بیش از یک میلیون کُرد وجود دارد. این گروه هائی که در مهاجرت به سر می برند هرگز در هیچ دوره ای از تاریخ دارای کشور خاص خودشان نبوده اند، ولی همیشه به مثابه عضوی از اعضای کشوری بزرگتر یا امپراتوری که پذیرای آنان بوده و پناهشان داده زندگی کرده اند.
روایتی که کُردها از رویدادها عرضه می کنند در تضاد کامل با داستانها و نظریاتی ست که اغلب تاریخشناسان مطرح می کنند. این موضوع موجب اختلاف نظر کُردها و شهروندانِ دیگر کشورها ست.
برای مثال، کُردها مدعی اند که کشورشان در سراسر طول تاریخ اشغال شده است. برای نمونه، بازنویسی تاریخ که با تعبیر آنان همخوانی دارد چنین است : «منطقۀ کُرد تهاجمات بسیار متعددی بخود دیده و دائماً در اشغال فاتحان به سر برده : پارسهای دوران باستان از شرق، الکساندر کبیر از غرب، مسلمانان عرب در قرن هفتم از جنوب، ترکهای سلجوقی در قرن یازدهم از شرق، مغولها در قرن دوازدهم از شرق، پارسها در قرون وسطی از شرق و ترکهای عثمانی از شمال در قرن شانزدهم و در دوران معاصر ایالات متحدۀ آمریکا با تسخیر عراق در سال 2003.» (35)
(ادامه در فصل سوم…)

Sarah Abed 

[1] “Study Finds Close Genetic Connection Between Jews, Kurds”, Tamara Traubman, Haaretz, November 21, 2001.
[2] « Une stratégie pour Israël dans les années 80 », par Oded Yinon, Traduction Youssef Aschkar, Kivunim (Israël) , Réseau Voltaire, février 1982.
[3] “Preparing the Chessboard for the “Clash of Civilizations” : Divide, Conquer and Rule the “New Middle East””, Mahdi Darius Nazemroaya, Global Research, November 26, 2011.
[4] « Révélations du PKK sur l’attaque de l’ÉIIL et la création du "Kurdistan" », Réseau Voltaire, 8 juillet 2014. “Why Have the Kurds Supplied ISIS With Weapons ?”, Michael Rubin, Newsweek, April 26, 2016.
[5] “Israel and the Kurds : Love by Proxy”, Ofra Bengio, The American Interest, March 18, 2016.
[6] “Le Mossad en cheville avec les Kurdes d’Irak contre l’Iran”, Le Figaro, 13 janvier 2012.
[7] “Turkey blows Israel’s cover for Iranian spy ring”, David Ignatius, The Washington Post, October 16, 2013.
[8] “PKK risks peace process with kidnappings”, “PKK kidnappings backfire among Turkey’s Kurds”, Tulin Daloglu, Al-Monitor, April 28 & May 8, 2014.
[9] “The Child Soldiers of the PKK and YPG”, “The PKK and the PYD still kidnap children in Turkey and Syria”, Beybin Somuk, The Kebab and Camel, 2015.
[10] “Army releases video of 25 PKK terrorists surrendering in Turkey’s southeast”, Yeni Şafak, May 25, 2016.
[11] “PKK Female Fighters Claim Killing Of 160 Turkish Military Servicemen In 2016”, South Front, February 1, 2017.
[12] “PKK killing Kurds under the guise of protecting their rights”, Mustafa Kirikçioğlu, Daily Sabah, August 30, 2016.
[13] “Contending with the PKK’s Narco-Terrorism”, Benjamin Freedman & Matthew Levitt ”, The Washington Institute, December 8, 2009.
[14] “Drug Smuggling as Main Source of PKK Terrorism”, Sedat Laçine, International Strategic Research Organization, February 12, 2008.
[15] “The Warped Marxist-Feminist Ideology of the Kurdish YPG”, Pato Ricon, Bombs and dollars, May 9, 2017.
[16] “Ex-soldier has spent five months fighting ISIS while on the run from British police”, Joseph Curtis, Daily Mail, November 26, 2015.
[17] “US-led coalition colluding with IS instead of fighting terrorism — Defense Ministry”, Tass, June 9, 2017.
[18] “So-Called ’Syrian Democratic Forces’ None Other but ’Terrorists Like Daesh’”, Sputnik, June 12, 2017.
[19] “Syria : Is the Race for Raqqa Over ?”, Andrew Korybko, Sputnik, June 10, 2017.
[20] “The Kurds Are Ethnically Cleansing Arabs From Raqqa, And The World Is Silent”, Andrew Korybko, Global Village Space, June 15, 2017.
[21] “US-Led Coalition Provocations Foster More Terrorist Activity in Syria – Shoigu”, Sputnik, June 30, 2017.
[22] “Breaking : Intense clashes break-out between Syrian Army and US-backed forces in west Raqqa”, Leith Fadel, Al Masdar News, June 19, 2017.
[23] “Army general command : international coalition air force targets an army’s warplane in Raqqa countryside”, Sana, June 18, 2017.
[24] “US Expands Military Footprint in Syria to EIGHT Bases, ‘Modifies’ Kobani Air Base”, Vanessa Beeley, 21st Century Wire, July 5, 2017. « L’occupation états-unienne et française du Nord de la Syrie », Réseau Voltaire, 20 juillet 2017.
[25] “US Strengthens Presence in Northern Syria”, Sputnik, Juky 4, 2017.
[26] “Pentagon Suggests US Will Keep Arming Kurds in Syria After Raqqa”, Sputnik, June 27, 2017.
[27] “Steinmeier promises Kurds more military support to fight ’IS’”, Deutsche Press Agentur, December 8, 2015.
[28] “Armed with U.S. weapons, infamous militia beating ISIS”, Holly Williams, CBS News, February 2, 2015. “ISIS : We have our hands on weapons, ammo air-dropped by U.S.”, CBS News, October 21, 2014.
[29] “U.S. ’in Bed with Terrorists’ If It Arms Syria’s Kurds : Turkey”, Callum Paton, Newsweek, May 10, 2017.
[30] “Turkey : U.S. promised to reclaim weapons from Kurds after ISIS fight”, CBS News, June 22, 2017.
[31] “Erdogan Slams Those ’Who Think They’re Tricking Turkey’ Over Arms for Kurds”, Sputnik, June 25, 2017.
[32] “Inside the Surreal World of the Daesh Propaganda Machine”, Sarah Abed, The Rabbit Hole, May 29, 2017.
[33] “Wikileaks : Israeli Mossad wanted to use Kurds against Iran”, Wladimir van Wilgenburg, Ekurd Daily, December 3, 2010.
[34] “Israeli Agents Operating in Iraq, Iran and Syria”, Seymour Hersh, Democracy Now, June 22, 2004.
[35] “Kurdish History”, The Kurdish Project, consulted June 2017.
لینک متن اصلی :
http ://www.voltairenet.org/article197676.html
ترجمۀ حمید محوی

 
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1416
فایل بصورت PDF

 

 

 

 

منتشرشده در تازه ترین, روزنامه نگاران, ناسیونالیسم | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تاریخ ایران و علل عقب ماندگی ایرانیان

تاریخ

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تاریخ بروایت ویدئوکلیپ

ایران در آستانه هجوم اعراب مسلمان در چه شرایطی بود؟ این تصور رایج که زوال ساسانیان، ایرانی خسته و درمانده بجا گذاشته بود تا چه حد با شواهد تاریخی سازگار است؟ سلسله برنامه های استادانی مانند علی حصوری دنبال کنید … ادامه‌ی خواندن

گالری‌های بیشتر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با درودها!

به کارگاه اندیشه و پیکارخوش آمدید.‌ این خوش آمدگوئی به کارگران و زحمتکشانی است که برای تغییر جامعه خود تلاش میکنند!

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: